+ ميگن یه حرفایى از وقتش كه بگذره دیگه نمیشه زدشون ها ، راست ميگن ؛ هى با خودم میگم اینو بنویسم اونو بنویسم تهشم هیچ 
+ میدونم كه میدونید  همتونو میخونم :) هر روز و هر روز و هر روز ، اگر نظرى نیس ازم پوزش رفقا ❤️ :)
+ خدایا یه هفته و ١ روز بزن جلو قربونت ببینیم آخرش با خودمون چند چندیم :/
+ ميگن قلیون كشیدن تو قم توقیف شده ، قلیان هارا شكانده اند و این حرفا ، حالا جوونا دارن رو میكنن چقد تفریحاتِ قلیونى دوست داشتن:/ دخترا رو نگم دیگه :/ نكشید خدایى خوب

ادامه مطلب  

همدلي  

در مهد كودك های تمام کشورها 9 صندلی میذارن و به 10 بچه ميگن هر كی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره باخته و بعد 9 بچه و 8 صندلی و ادامه بازی تا یك بچه باقی بمونه.
بچه ها هم همدیگر رو هُل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن
در مهد كودكهای ژاپن 9 صندلی میذارن و به 10 بچه ميگن اگه یكی روی صندلی جا نشه همه باختین.
لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میكنن و همدیگر رو طوری بغل میكنن كه كل تیم 10 نفره روی 9 تا صندلی جا بشن و كسی بی صندلی نمونه.
بعد 10 نفر روی 8 صندلی، بع

ادامه مطلب  

۴۵۱  

همه دوستام بدشون میاد از ف..ميگن میترسیم گولشو بخوری ..همه ميگن پسر جالبی نیست  ...الان یکی از بچه ها بصورت چت انقد رید بش که خودمم واقعا فکرشو میکنم خوشم نمیاد اصلا ازش ..همه حرفای اخیرمو هم کتمان میکنم

ادامه مطلب  

maryam heydarzade  

یه آدم منتظر و نور کم و یه تلفن یه گوشه دنج اتاق نشسته یه آکوردئونیه آسمون ابری و یه پنجره که بسته نیست یه دفتر خط خطی و جوهر سرخ خودنویسیه بسته وا نشده یه قصه دراماتیک یه صندوق آرزوی کال یه آلبوم عکس کوچیکمخمل آواز بنان یه خسته از بازی عشق روز و شبای مثل هم یه مرد ناراضی عشقیه دسته گل که خشک شده کتاب حافظ روی میز یه دنیا یادگاری که دیگه نه خوبه نه عزیزیه مه خیلی موندگار یه جای خالی روی مبل یه قلبی که شکسته و زدن رو اون هزارتا قفلیه عاشق اهل وفا

ادامه مطلب  

با اتوبوس ها، خیابانها و پیاده رو هایی که مرا تسکین اند  

بذار از حال و هوای این روزام بگم برات، دخترک غمگینم. دلگیر و خسته و تنها شدم، با این همه حالم خوب ِ . پاییز زودتر از انتظارم تموم شد و دلم سیر نشده از هوا و هوسش برای این نارنجی ِ عاشق. هفته ای که گذشت، هفته ی تنهایی بود. همه مسیر هایی رو که می شد پیاده رفت، پیاده رفتم. از صدای ماشینا و همهمه ی عابرا گذشتم و به آهنگ هام گوش سپردم. بر عکس همیشه که موقع قدم زدن به کفش هام نگاه میکنم، این بار سرم رو بالا گرفتم و به درخت ها و پرنده ها، آسمون و ابر ها نگا

ادامه مطلب  

 

یه خواب
یه قلم ، که بعدش شد دوتا 
دبیر فیزیک 
احمدی 
همشون که باهم جمع میشن چی ميگن؟؟؟
 
ميگن معصوم ، تلاشات به ثمر میشینه و ناامید نباش
الان درسته کمی سختته و گاهی شیطون رو مخت رژه میره ،ولی صبور باش و بهش پا نده 
یادته همین خوابو واسه دانشگات؟
 
دلت قرص قرص که خدا دستتو گرفته محکم ، ول کنت هم نیست لطفا تو هم رهاش نکن و فاصله نگیر ازش
 
پیش به سوی موفقیت ... ان شاالله نتیجه میگیرم 
چون میتونم
من کم نمیارم
من خسته نمیشم
من این بار اولم 
خود خود خو

ادامه مطلب  

یار آشنا | سعید دامغانیان  

ماه اومد تو آسمون ، مهتاب امشبچشام بسته ولی بی خوابم امشباز اندوه من و اشکه تو چشماممیشه فهمید که چه بیتابم امشب
بیا قلب منو پر از امید کنعزیزم بیا عشقو رو سفید کنبیا احساس قلبم رو ببین واشکو تو چشمام ناپدید کن
همیشه از تو گفتم توی شعرامهمیشه بانی ترانه هامیببین پر رنگ و پرعشق و تمناتو شیرینی و عطر نفسهامی
عاشقونه میخونم واسه کسیکه میدونه همه دنیامه اونمیدونم همیشه، هرجا که باشممثل یه یار آشنا باهامه اون

ادامه مطلب  

یار آشنا | سعید دامغانیان  

ماه اومد تو آسمون ، مهتاب امشبچشام بسته ولی بی خوابم امشباز اندوه من و اشکه تو چشماممیشه فهمید که چه بیتابم امشب
بیا قلب منو پر از امید کنعزیزم بیا عشقو رو سفید کنبیا احساس قلبم رو ببین واشکو تو چشمام ناپدید کن
همیشه از تو گفتم توی شعرامهمیشه بانی ترانه هامیببین پر رنگ و پرعشق و تمناتو شیرینی و عطر نفسهامی
عاشقونه میخونم واسه کسیکه میدونه همه دنیامه اونمیدونم همیشه، هرجا که باشممثل یه یار آشنا باهامه اون

ادامه مطلب  

منتظر فقط!  

فرموده اند
نمیخوام روی زخمت نمك بپاشم و یا سرزنشت كنم ولی از نوشته هات پیداست كه خدابیامرز خواسته یا ناخواسته باعث عذابت شده و یا هر واژه جایگزیناما از روی تجربه میگم ، الان از دستش ناراحتی، چند صباح دیگه به شدت برای حتی همین رفتارها دلت تنگ میشهبنابراین بذار اون بینوا روحش در آرامش باشه، نه خودتو اذیت كن نه اوشونو
 
 
بحث کدورت نیست رفیق. دیروزجمعیتی جمع شد، از ادمهایی که ما فقط به عزای هم میبینیم. پسر دایی پدر، داماد عموی فلان، ...
ادمهایی ک

ادامه مطلب  

شب اول محرم... شب اول زلزله  

هنوز 6 ساعت از پست قبلی نگذشته بود که زلزله اومد :|
ینی عصر بیرون بودم و داشتم از آلودگی و زلزله می نالیدم که 5 ساعت بعدش زلزله اومد :| .. حالا اینجارو داشته باش, حاج آقامون هم 3 دیقه قبل از زلزله در سکوت داشته ستون های منزلشون رو بررسی میکرده که اگه زلزله بیاد کجاها مناسبه, که 3 دیقه بعدش زلزله میاد و ایشون به تبعیت از همچین تصادفی (شایدم پیشگویی) با لبخندی ملیح به ریلکسیشن خویش ادامه میده :|||||| .. بعد من اونقدر فشارم افتاده بود و دست و پام میلرزید که

ادامه مطلب  

یار آشنا | سعید دامغانیان  

ماه اومد تو آسمون ، مهتاب امشبچشام بسته ولی بی خوابم امشباز اندوه من و اشکه تو چشماممیشه فهمید که چه بیتابم امشب
بیا قلب منو پر از امید کنعزیزم بیا عشقو رو سفید کنبیا احساس قلبم رو ببین واشکو تو چشمام ناپدید کن
همیشه از تو گفتم توی شعرامهمیشه بانی ترانه هامیببین پر رنگ و پرعشق و تمناتو شیرینی و عطر نفسهامی
عاشقونه میخونم واسه کسیکه میدونه همه دنیامه اونمیدونم همیشه، هرجا که باشممثل یه یار آشنا باهامه اون

ادامه مطلب  

یلدا ...  

شب یلدا برای عاشق ها شب خیلی خاصیه ...
اونهایی که معشوقشون در کنارشونه بهترین بهانه رو دارن برای لذت بردن از هم نشینی و هم صحبتی با عزیزترین وجود دنیاشون ...
زمانی برای خیره موندن به چشمهای بی نظیرش ...
وقتی برای غرق شدن در دریای بی انتهای محبتش ...
و شبی برای فراموش کردن همه ی مشکلات این دنیای زشت ...
اما برای اونهایی که از عشقشون دورن، شب عذاب و اشکه ...
شب مرور خاطرات گذشته و حسرت برای نبودنش ...
تقدیم به همه ی عاشق های جدا افتاده ...
نیستی اما مثل یلدا

ادامه مطلب  

تولد...  

دوتا از داداشام اومدن آهنگ گذاشتن صداش دادن بالا اومدن تو اتاقم سروصدا میکنن میگم مگه بچه ای ن ميگن  ن ن مابخاطرتو هرکاری میکنیم دستموگرفتن بلندم کردن ميگن پاشو آماده شو بریم تولد بگیریم گغتم تولدکی فقط فرشاد دی ماهی هست گفت خب واسه فرشاد زدم پشت گردن فرشاد میگم مامانی تو رو یبار زایید چند بار چندبار تولد میگیری گفت تو میتینگ دعوتت نکردم چون فضاش ب درد تو نمیخورد گفتم دعوتم میکردی من نمیومدم علی هم بهم گفت بیا بریم گفتم نمیام گفت خب الان می

ادامه مطلب  

شهادت حضرت معصومه (س)  

کشیده اند سوی گنبدش پر ما را
پر از مکاشفه کردند ساغر ما را
سراغ فاطمه را از کریمه میگیرم
که میدهد حرمش بوی مادر ما را
اگر شفیعه شده پس خیالها تخت است
درست میکند او کار محشر ما را
مقابل حرمش خم شدیم یک دفعه
رساند پای ضریح رضا سر ما را
نداشت هیچ زنی در میان آل الله
مقام دختر موسی بن جعفر ما را
اگرچه حضرت معصومه جلوه زهراست
میان این دو زمظلومیت تفاوت هاست
نماز هرشب بی بی ما نشسته نبود
نرفت پشت در و دنده اش شکسته نبود
کسی قلاف به بازوی لاغرش که نزد
و

ادامه مطلب  

بارون احساس | سعید دامغانیان  

میاد بارون نمناک از آسمون تیرهنذار احساس قلبمتو این بارون بمیره
آهای ای کولی عشقبیا امشب تو خوابمکه با عشق تو فقطشب و هرشب می خوابم
ببین گلبرگ احساسبه زیر بارونه یاسداره عشقو می خونهواسه قلبی که تنهاس
به عشق باور نداریگلی در بر نداریاسیر میخونه ایولی ساغر نداری
به زیر سقف بارونخدای من نشستههنوز درهای عشقوبه روی من نبسته
منم مجنون عاشقکه تو دامت اسیرماگه بارون نبارهیواش یواش میمیرم
صدای نم بارونمنو بیتاب کردههوس های شبونهدلو بی خواب کرد

ادامه مطلب  

بارون احساس | سعید دامغانیان  

میاد بارون نمناک از آسمون تیرهنذار احساس قلبمتو این بارون بمیره
آهای ای کولی عشقبیا امشب تو خوابمکه با عشق تو فقطشب و هرشب می خوابم
ببین گلبرگ احساسبه زیر بارونه یاسداره عشقو می خونهواسه قلبی که تنهاس
به عشق باور نداریگلی در بر نداریاسیر میخونه ایولی ساغر نداری
به زیر سقف بارونخدای من نشستههنوز درهای عشقوبه روی من نبسته
منم مجنون عاشقکه تو دامت اسیرماگه بارون نبارهیواش یواش میمیرم
صدای نم بارونمنو بیتاب کردههوس های شبونهدلو بی خواب کرد

ادامه مطلب  

بارون احساس | سعید دامغانیان  

میاد بارون نمناک از آسمون تیرهنذار احساس قلبمتو این بارون بمیره
آهای ای کولی عشقبیا امشب تو خوابمکه با عشق تو فقطشب و هرشب می خوابم
ببین گلبرگ احساسبه زیر بارونه یاسداره عشقو می خونهواسه قلبی که تنهاس
به عشق باور نداریگلی در بر نداریاسیر میخونه ایولی ساغر نداری
به زیر سقف بارونخدای من نشستههنوز درهای عشقوبه روی من نبسته
منم مجنون عاشقکه تو دامت اسیرماگه بارون نبارهیواش یواش میمیرم
صدای نم بارونمنو بیتاب کردههوس های شبونهدلو بی خواب کرد

ادامه مطلب  

HBD  

بهم ميگن تو نقطه ضعف منی
اما نمیدونن تو...تمام وجودمی 
وهیچوقت تو زندگیم نقطه نمیشی
آخه توهمه ی زندگیمی
مگه میشه دلیل دردم باشی
که همه میترسن جلوم ازت یادکنن
اونقد که حتی سالگرد تولدتم یادشون بره
خودت که میدونی چقد قربونت میرم
تولدت مبارک...

ادامه مطلب  

معصومیت  

 و یاد. حرف یه رفیق افتادم چند ماه پیش..که مشهد بودم .گفت براش دعا کنم.گفت ادم خوبی هستم و ..دعاهام مستجابه..
همیشه وقتی اینو میشنوم یاد حرف مادرم میوفتم بچگیا زیاد میگفت بهم دعا کن تو دعات مستجاب میشه.حتی همون موقع هم باور. نمیکردم من ادم خوب تری از مادرم باشم! الان که بهم ميگن دعا کن تو دلم میگم اگه دعاهام تاثیری داشت اول تو حال خودم تغییری حاصل میشد
اول اوضاع خودم باید سر سامون میگرفت .:) 

ادامه مطلب  

کشاورزی!  

امروز بابا ساعت شش صبح رفت سمت شهرستان واسه سرکشی به اراضی و طرح های کشاورزی و گاوداری.
منم رفتم باهاش .
سر یکی از طرح های کشاورزی رفتیم . عمو مرتضی سرکارگر باباست هم نظارت میکنه هم کار اخر ماهم گزارش و حساب کتابارو میفرسته.
یه تیکه کوچیک از زمین مونده بود شخم بزنن عمو مرتضی کارگرارو مرخص کرده بود گفت خودم این تیکشو شخم میزنم . 
منم اصرار کردم باید بدی من شخم بزنم . 
نشستم پشت فرموون تراکتور یه خط شخم زدم ته زمین دیسکا رو دادم بالا دور زدم یه خطم

ادامه مطلب  

عشق واقعی ...  

خیلی قشنگه . حتما بخونید .
پسر: ضعیفه!دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم!دختر: توباز گفتی ضعیفه؟پسر: خب… منزل بگم چطوره؟دختر: وااااای… از دست تو!پسر: باشه… باشه ببخشید ویکتوریا خوبه؟دختر:اه…اصلاباهات قهرم.پسر: باشه بابا… توعزیز منی، خوب شد؟… آشتی؟دختر:آشتی… راستی گفتی دلت چی شده بود؟پسر: دلم! آها یه کم می پیچه…! ازدیشب تاحالا.دختر: … واقعا که!پسر: خب چیه؟ نمیگم مریضم اصلا… خوبه؟دختر: لوووس!پسر: ای بابا… ضعیفه! این نوبه اگه قهرکنی د

ادامه مطلب  

903.  

ماهی شنیدی ميگن هرچی سنگه مال پای لنگه؟ تلفن دیروز عصر حس این جمله رو بهم منتقل کرد.دوست ندارم درموردش حرف بزنم یا فکر کنم. مهمم نیست فعلا. چکار کنم خب.
امروز بجز بخش راه رفتن رو برگای پاییزی، روز جالبی نبود...بعد از دانشگاه، تمام بعدظهر رو کله پا و گیج و خسته بودم و خواب آلود، الانم هستم.
خیلی خسته و گیجم و بدن درد و کوفتگی، انگار کوه کندم.
دارم از حال میرم....
دلم گرفته....استرس هم دارم ولی خب خوشبختانه اونقدر گیجه خوابم که مغزم کار نمیکنه.
 
 

ادامه مطلب  

زندگی بیهوده  

وقتی بازم صب میشه،دلم به جای خنده از غصه ها خون میشه،حسی مث دلهره،تو قلبم آشوب میشه،بازم روز تکراری،از همه کس فراری،چه روزی امروز میشه،هر آدمی دلش شاد،ازخونه بیرون میاد،ولی جای امن من کنج اتاقم میشه،چقدر تلاش وکوشش واسه درست کردنش،نمیدونستم اینبار بدتر خراب میشه،ميگن بشین دعا کن،باز خدا رو صدا کن،حتی دلم با دعا از غصه ویرون میشه،خدا چی بود این دنیات؟چین این شب وروزات؟فقط روزای عمرم بیهوده داغون میشه،خدا بگیر جونم رو تموم بکن روزم رو که

ادامه مطلب  

۴۵۰  

امروز بعد از یه هفته رفتم دانشگا ..دیدی گفتم این دفه هم کلا یادش میره تو رو..اصلا یادش ب من هست!؟من نمیدونم ادم بیشعوریه ..در عین حالی ک ازش بدم میاد خوشمم میاد ازش..یه نگاهی ک بم میکنه برام مهمه دلم میلرزه خیلی با اینکه حتی میدونم شاید که چه عرض کنم منطوری نداره داره نمیدونم هر چی ...با اینکه میدونم یکی دیگه رو دوس داشته بااینکه خیلی روحمو اذیت کرده بااینکه باید بدم بیاد ازش اما خوشم میاد ازش اصلا امروز هم که ندیدمش امروز ک هم کلاسیاشو دیدم خودشو

ادامه مطلب  

نیمه شب  

سر شب که با مامان اینا حرف رو شروع کردم فکر نمیکردم که تهش اونجوری شه. تهش من واقعا زار بزنم از چیزی که بهش تبدیل شدم و اشک اونا هم دربیاد چون واقعا فهمیدن چه حالی دارم. با اینکه بهشون نگفتم چقدر سیگار میکشم و چیزی هم میخورم گاهی. با اینکه نگفتم چندبار به مرگ فکر کردم. حتی اون باری که واقعا ورقه قرص رو گذاشتم جلوم و رفتم آب بیارم رو هم نگفتم...اینو واقعا دلم نیومد بهشون بگم.گناه داشتن.
قرار ما که با خودمون این نبود. چی شد که اینجوری شدم؟ چیشد که ان

ادامه مطلب  

و این بار مجید  

خیلی خب انگار ملت بیکار دوباره یه سوژه پیدا کردن. از بس که سوژه کمه. مجید! مجید!!!تا حالا گربه ندیدن اینا؟؟ نفس بکشی کنار یه گربه نیگات میکنه. انگار برا بعضیا تازگی داره  یه عده بدبختر از این ملت بیکار هم اومدن ميگن اینا همش  سیاست های کشورهای غربی و اتاقای فکر و از این مزخرفات هستش. چی رو به چی ربط میدی داداش؟؟ 

ادامه مطلب  

مرد باید *مرد* باشه  

مرد اونه که وقتی با اخم نگات میکنه
بفهمی باید شالتو بکشی جلو.... 
نه پسرای الان که تو قرار اول
ميگن شالتو بردار ببینم موهات چه شکلیه! 
مرد اونه که شیطنت و خنده هاش پیش تو
و اخمش مال بقیه ست....
نه پسرهای الان که باهمه ميگن میخندن،
به تو که میرسن فکرمیکنن با اخم و بدخلقی مرد شدن! 
مرد اونه که بعضی اوقات
انقدر درگیر کار و زندگیش بشه که
تو باید بری یه کم تنوع بدی به زندگیش....
نه پسرهای الان که انقدر بیکارن دائم 
باید براشون توضیح بدی که علاف نیستی


ادامه مطلب  

سگ و گربه  

یه مثل یا شاسدم حکایت قدیمی هست در مورد سگ و گربه و صفتهای این دوتا
 
ميگن وقتی که ولی سگ (صاحب و دوسدارش)، بهش حسابی محبت میکنه و غذا میده، سگ با خودش میگه، این خیلی منو دوس داره، این یا خدای منه یا عاشق منه
 
ولی وقتی صاحب و دوسدار گربه خیلی بهش محبت کنه، گربه با خودش میگه، این خیلی منو دوس داره که این همه بهم محبت میکنه، حتما من خدای اونم که این همه دوستم داره 
 
حکایت آدمایی که بهشون عشق میورزیم.. پاسخ قلبشون یکی از این دو صفته
تو خود بخوان حدی

ادامه مطلب  

مُبآرَک حَنا :)♡  

از همون چشم غره هات که کلی فحش توشه و قربون صدقه رفتنات برای رسیدن به هدفت ... از‌همون غرغرای زیرلبی و نگاهای یواشکیت و چشمای قشنگت ... از همون موقع که یاد دادی بهم زندگی کردنو ، خیلی بیشتر دوسِت داشتم ... از همون وقتا که فهمیدم یه بزرگتری هست تا بتونم بهش تکیه کنم ، یه خواهرِ سه سال بزرگتر از خودم که شبیهشم =) که حتی اکثرا ميگن دوقلوییم ^_^ هیچ وقت ، حتی اصلا فکرشو نمیکردم که شمعای هیجده سالگیتو فوت کنی :) بزرگتر که میشی ، خانوم بودنت بیشتر بهم ثابت

ادامه مطلب  

 

٤ساعت قبل از امتحان تجزیه رفتیم واسه رفع اشكال ، خودمون ٤تا ، از اون ٤ساعت ٢ساعتش فقط حرف زدیم :)) چه چیزها كه نگفت هركى :) ، الف از رضایى كه از بچگى دوسش داشت گفت،دوست داشتنى كه خودشو گول میزد یه دوست داشتن خواهر برادرانس،ولى وقتى رضا هم دوست داشتنشو گفته فهمیده كه نه، این با اون فرق داره، حالا چقدر بده كه میدونن مامان باباهاشون باهم هم خون هستن اما مخالفِ خوشبختیه بچه هاشون ، چقد بده حتى شوخیش كه الف بگه "اگه یه روز فرار كردیم تعجب نكنیدا:)) " ب

ادامه مطلب  

سیاست زدگی ۲  

منافع شخصی یه عده شده باعث سر در گمی مردم
تا چند وقت پیش منافعشون این بود که این کاندید رأی بیاره
و مردم و تحریک کردن برای رأی دادن ایشون
و حالا احساس خطر میکنن و بازم مردم و تحریک میکنن
تا مردم همیشه در صحنه ایران وارد کار بشن
 
خیلی جالب دیروز دیسگو خیابونی
امروز اعتراض خیابونی
و جالبتر اینجاست که هر دوی این حرکتها
با تحریک و عوام فریبی یه عده منفعت طلب شکل میگیره
 
واقعا چه خبر شده؟
چرا دیگه کسی خودش تلاش به فکر کردن نمیکنه
و همه منتظر نشستن

ادامه مطلب  

یک روزی دلتنگم شو ، یک روز که خیلی دیر نیست ...  

وقتی ميگن عالی مثل همیشه!!!
بوی عجیب نا در ذهنم می پیچد ؛
بوی ماندگی ، بوی تکرار ...
+دوست داشتم به گوشت برسانم ، امّا یادم آمد تو را یادم نیست!!!
+جالب است دور و برت پر شده از کوچ پرستو هایی که برمی گردند!!!
+من پرستو نیستم ، میگذرم ...
+روزی که یادم نیاید تو را ...
+عاشقانه هایم ته نکشیده فقط مغرور شدم ...
:/
+چقدر کار دارم این روزا ...
+شبِ جمعه که می شود تب می کنم ، مریض حالی ام خوش نیست ...
 

ادامه مطلب  

بکش آتش خورد پیش از گزند...........که گیتی بسوزد چو گردد بلند.......  

الان اومدم خونه . اعصابم خورد کرد این دختره احمق.
بعضیا رو اگه نکوبی سوار ادم میشن .
چرا بعضیا حد خودشونو نمی دون؟ . چرا حتما باید بترسن تا سر جاشون بشینن؟
ترسوندمش. خیلی زیاد . بیچاره.
خیلی رنگش پرید ترسیدم سکته کنه دختر احمق مردم.
دوستمم باهام بود اونم رنگش پرید . میگم تو چته من که نه داد زدم نه با تو حرف زدم. تو چته؟
میگه دیوونه بد اخلاق ترسناک دختر مردم مرد از ترس.
حقش بود .
وقتی کسی حد خودشو نمیدونه بالاخره باید یه جوری ساکتش کنی .!دهنشو ببندی! ص

ادامه مطلب  

جواب ِ درست اینه: نمیدونم...  

تا حالا چند بار از خودت پرسیدی: «چی خوشحالت می کنه؟»، «چقدر به شاد بودن اهمیت میدی؟» سال ها پیش، وقتی که رویا از من دور بود... خوشحالی ِ من تصور جایی بود که الان ایستادم. اما امروز و دیروز هایی که به امروزم نزدیک بودن رو،خوشحال نبودم... من عاشق ِ اتوبوسم، صندلی ِ ردیف ِ آخر کنار ِ پنجره... من عاشق پل عابر پیاده ام، مخصوصا اونایی که خلوتن و میشه میونشون دور خودت بچرخی... من عاشق دریام، ساعت ها نشستن و گوش دادن و تماشا کردن... من عاشق کتابام، تجربه ک

ادامه مطلب  

اشعار ولادت امام حسن عسکری (ع)  

شهریار آمد
مژده مژده که شهریار آمد
برامام نقی نگار آمد
 
شد مدینه منور از نورش
ماه یازده آشکار آمد
 
عرشیان شادمان زاین میلاد
آنکه دلها کند شکار آمد
 
جشن میلاد او مدینه بپاست
غم زهر سوی در فرار آمد
 
نام او نام مجتبی باشد
حسنی در مه بهار امد
 
چون عمو، هم حسن،هم ابن علیست
وز علی یکه یادگار آمد
 
روز هشت از ربیع آخر شد
شیعه را لطف کردگار امد
 
زکی وعسکری وابن رضاست
صاحب علم روزگار آمد
 
سامرا مفتخر به او گردد
شهر با او به اقتدار آمد
 
بعد بابا اما

ادامه مطلب  

زبان حال پسرها:  

گفت:
ای زباریکی میانت همچوموئی درکمر
غنچه ازرشک دهانت می خوردخون جگر
ميگن:
ابروانت همچوشمشیری که قلبم می درد
ازدوچشمت کی شوم پنهان وگردم بادگر
-----------------------
گونه هایت می درخشدنورمی افشاندم
رعدبینی نورچشمم می برداز پیش سر
-----------------------
قدوبالایت شباهت داردازسروی بلند
سینه هایت پرتقالی پرتلالو چون قمر
------------------------
عشوه هایت دردلم خون می کندکمتربیار
میم آشرمنده گرددبی جواب ازهر پسر

ادامه مطلب  

دیگر کاوی  

نگریستن(نگاه کردن) به زندگی زیباترین کاریست که انجام می دهم. روانشناسی به این نگریستن اگه در موضع خود فرد باشد، "خودکاوی" ميگن. ولی من دیگر کاوی کرده ام. در مورد حرف های در کنار یکدیگر که زده میشه.زمانی که مامانم و خاله ام در کنار هم هستن و بعد از احوالپرسی و پرسش های مختصری از اهالی خانه که کجا هستند به سراغ مبحث اصلی می روند یعنی در مورد نکوهش دیگری که در آن مکان و زمان حضور دارد یا ندارد. شاید بگید:نمیری این همون غیبته ولی اشتباه نکنید. غیبت زم

ادامه مطلب  

یک یکشنبه معمولی  

یکشنبه ها روزهای وحشتناکیه. البته وحشتناک که برای اتفاقات بزرگ و ناگهانیه، مثل جنگ. اگه یه روز نیروهای آمریکایی از آسمون بیفتن تو مدرسمون، اگه هنوز باشم، وقتی که میام خونه، اگه خونه و مامانم و داداشم هنوز باشن، براشون کلی اتفاق تعریف کردنی دارم که هر بار تعریف می کنم قلبم شروع به تپیدن میکنه. 
نه وحشتناک نه. امروز نه جنگ شد و نه زلزله اومد. امروز هیچ اتفاقی نیافتاد. امروز فقط، یکشنبه بود. 
یه یکشنبه معمولی. مثل تمام یکشنبه های معمولی. نه اول ه

ادامه مطلب  

بی سرزمین..  

حاجی بَسه !! اینجوری خودِتم فراموش میکنی ها !! جونِ تو !!!
ميگن اگه میخوای یه چیزی یادت بره خودتو به چیزایِ دیگه مشغول کن !!
مام کردیم !!
خُب چی شد؟! حتما نتونستی !! تونستی؟!
دِ بگو دیگه !! ها؟!باوش الان گویَمَت همی..
آقا در کمالِ باور نکردنی و جمالِ ناباوری شد... !!
اما بنظرم زیادی شد
خودمَم فراموش کردم لابه لای این همه درس و این دانشگاه و اون دانشگاه و اون آموزشگاه و اون باشگاه و اون تعمیرگاه و تعویض پلاک و گردان و پایگاه و  شیراز و تهران و اصفهان و اهوا

ادامه مطلب  

چرا درس نمیخونیم؟؟؟؟  

ميگن چرا درس نمیخونی . .!!الان عرض میکنم خدمتتون:یه سال 365 روزه . . .!...بگو خب . .52 روزش جمعه است، میمونه 313 روز . .بگو خب . .حداقل 50 روز تعطیلات تابستانی داریم، میمونه 263 روز . .بگو خب میانگین هر روز 8 ساعت میخوابیم . .این میشه 122 روز و باقی میمونه 141 روز . .!بگو خب هر روز یک ساعت برا خودمون وقت بزاریم . .این میشه 15 روز و باقی میمونه 126 روز . .!!روزی 2 ساعت خورد و خوراک این میشه 30 روز و باقی میمونه 96 روز . .میانگین روزی 4 ساعت گشت و گذار با دوستان دختر و پسر . .ساعتهای

ادامه مطلب  

زمان مرهم هیچ دردی نیست...  

همه ميگن زمان مرهم هر دردی هست
 
ولی من کاملا مخالفم چون زمان مرهم
 
هیچ دردی نشده این بعضی از ادمان 
 
که به دردها عادت میکنن یا اکثر انسانها
 
به مرور وبا گذر زمان با دردها زندگی میکنن
 
طوریکه که حتی ذره ای از آن مدارا شده باشد
 
حتی بسیاری از دردها به تدریج با گذر زمان 
 
دردناک تر میشن طوری که نمیشه از یاد رفت
 
به قول فروغ فرخ زاد که می گویند...
 
چه کسی گفته زمان طلاست؟؟؟
 
من مزه مزه اش کرده ام
 
زمان عین الکل است...
 
ثانیه ثانیه می سوزاند وم

ادامه مطلب  

عاشقتم من یه جور خاص اونجوری که تو دلت میخواست  

عاشقتم من یه جور خاص اونجوری که تو دلت میخواستکار دادی دستم که همه ميگن شدم بیهوشو حواسمن تو رو دوست دارمت تو دلم هنوز دارمتثانیه ای میشمارت همینه همینی که هست
عاشقتم من مگه چیه هر چی از امروز تو بگیهگوش بده انگار دله ما دوتا صداشونم یکیهمن تو رو دوست دارمت تو دلم هنوز دارمتثانیه ای میشمارت همینه همینی که هست
 

ادامه مطلب  

سبک تر شدن  

فکر کردن به تقدیر دیوونم میکنه. فکر کردن به این که آیا اتفاقی که برای من افتاد رو خودم رقم زدم یا از قبل برام نوشته شده بود. فکر کردن به این که آیا اگه این اتفاق کوچیک نمی افتاد، اون اتفاق بزرگ هم نمی افتاد؟ یا در هر صورت در تقدیر نوشته شده بود و رخ میداد؟
از دیروز تا حالا هزار بار این صحنه رو مرور کردم. مرور کردیم. طوری که حاج ناصر گفته بود. پهلوون داشت تو زورخونه ورزش میکرد. از گود اومد بیرون. یه لیوان آب خورد. آب سرد بود. بعد چند دقیقه،‌ دیدیم سر

ادامه مطلب  

963  

شرکتو که پیچوندم،خواستم بخوابم ینی چشام گرم شده بود که گوشی مهلا
زنگ خورد،باچشای بسته کشوندم خودمو سمت تخت مهلا،پتوهم‌دورم 
پیچیده بود عصن ی وعضی ! جواب دادم; بعد اومدم بخوابم گوشیش باززنگ
خورد-_- کدحفاظتیشو بلدنبودم نمیتونستم سایلنتش کنم-_- 
چپوندمش زیر بالشتم،دوباره چشام داشت گرم میشد که دوتازنه اومدن
تواتاق،چش غره رفتم بهشون ميگن واس بازدید اومدیم،بخواب بخواب-_-
اینارفتن باز اومدم بکپم ی خانمه هس واس نظافت میادهرهفته،درو
بازکرده عرب

ادامه مطلب  

336  

میخوام یه چیزی بنویسم، فقط امیدوارم بعدش داستان نشه! من خودم نماز نمیخونم... یعنی کل نمازایی که از سن تکلیف به بعد خوندم رو روی هم بذارین به اندازه یه سال هم نمیشه! اما این اصلا نه دلیل بر این میشه که خدا رو قبول نداشته باشم و نه به این معنی هست که اونایی که نماز میخونن رو مسخره کنم!!
این که نماز نمیخونم نمیدونم مقصرش کیه چیه ... چون هیچوقت موقع نماز خوندن اون آرامشی رو که خیلیا میگیرن رو من نداشتم... چون با خودم به این نتیجه رسیدم نماز مال شیعه است

ادامه مطلب  

مریضی خر است  

هی میگم بابامامان داداشا من هیچیم نیست هی ميگن فشارت پایینه صورتت زرد شده... آقا نمیخوام برم دکتر ب کی بگم ب زور بردنم دکتر دکترم سرم نوشته داداشم رفت دارو ها رو بگیره پسره اومده میکه آستین تونو بالا بزنید سرم بزنم گفتم بله؟؟؟گفتم نمیخوام برید ب یه دختر بگید بیاد پسره همینجور نگام میکرد میخندید حالا رفته اومده میکه پرستار خانم نداریم گفتم باشه من نمیخوام همینی ک گفتم بابام اومد گفت آوا جرأت داری بلند شو تا بهت بگم گفتم باباپرستار دختر نیست

ادامه مطلب  

262 : ضعیفم کردی بابا  

ولی حتی امشبم که تو ماشین نشسته بودیم و مامان داشت به آبجی میگفت تولدِ معصوم جانمم که هست و من با تعجب پرسیدم که عه ! تولد قمری من مگه نگذشته بود ؛ آره درست همین امشب درست همون ثانیه ای که مامان حرفشو تایید کرد یه بغضِ بدی تو گلوم نشست . یک گوشه هندزفریمو در آوردم و همونجا تو نوته گوشیم برات نوشتم . نوشتم که
مهم نیست شمسی یا قمری اون روزی که مربوط به پا گذاشتن من تو این دنیاس همش برمیگرده به تو اونجایی که بهم تبریک ميگن اون جایی که من میفهمم دارم

ادامه مطلب  

تو گویی از فریزر آوردنم بیرون  

یکی از ویژگیهای فریزر اینه که به
اونچه در داخلش هست چیزی اضافه نمی‌کنه ولی در عوض چیزی هم ازش کم نمی‌کنه، باید دعا
کنیم خدایا ما را فریز بنما، یعنی خب از خدا نخوایم از کی بخوایم؟

چند سال پیش 13 تا شنای یک دست
رفتم تا چند سال دیگه نتونستم این رکوردم رو تکرار کنم، آخه ميگن تکرار کردن خوبه.
امروز تونستم 12+1 تا شنای یک دست برم. ربطی به نحسی 13 نداره، اگر بخوام دقیق‌تر
توضیح بدم 12 تا رفتم، سیزدهمی رو نتونستم (وسط راه پکیدم)، بعد با خودم گفتم حالا
من چ

ادامه مطلب  

تو را با شبم آشنا کردم!  

احتمالا کار ِ سخت منطقی بودنه. و منطقی بودن ینی اینکه جلوی خودتو اینجور جاها بگیری...مثلا دلت نلرزه،سمتش نری. یا مثلا ناامیدی هم منطقی نبودن یه آدم رو توی اون بازه می رسونه. جبرانی هم وجود نداره. هی میخواستم برم باهاش حرف بزنم و حقیقت رو بهش بگم،عذاب وجدان داشتم و میخواستم بدونه که بی اهمیت نیست و هر کاری کردم به خاطر خودش بوده. ولی باز گفتم نه از کجا معلوم راست بگه،یا از کجا معلوم خودم راست میگم و عذاب وجدان دارم،درگیر هرمونام نیستم؟ نکنه چون

ادامه مطلب  

تابو  

ملت توی ی تابوی گیر کردن
ک به س»ک:س بعد ازدواجم ميگن کارای بد
//////:
 
 
این پست رو از وبلاگ یه دوست کپی کردم همیشه هرکی علیه آدم چیزی مینویسه که
منظورش دشمنی و کینه ورزی و ... نیست  اصن منظوری نداره کلا منظوری نداره
میخواد یه چیزی بنویسه حالا یا درسته یا غلطه ...مهم اینه که مینویسه و تو نباید برداشت کنی
که این میخواسته الان تو رو مسخره کنه یا اذیت کنه یا نقد کنه یا هرکار دیگه ای ...فقط میخواسته بنویسه  اصن معناش مهم نیست
داره منو میگه دیگه؟؟ توی و

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >