تقدیر وقسمت  

شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخ
شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟
در میان تپش آینه پنهان شوی و
روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده در اوج جوانی، با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده آزاد و رها باشی و تا عمق وجود
رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود؟
می شود با همه ی ریشه و رگهای تنت 
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
#داریوش_کشاورز

ادامه مطلب  

تقدیر وقسمت  

شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخ
شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟
در میان تپش آینه پنهان شوی و
روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده در اوج جوانی، با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده آزاد و رها باشی و تا عمق وجود
رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود؟
می شود با همه ی ریشه و رگهای تنت 
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
#داریوش_کشاورز

ادامه مطلب  

تقدیر وقسمت  

شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخ
شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟
در میان تپش آینه پنهان شوی و
روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده در اوج جوانی، با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده آزاد و رها باشی و تا عمق وجود
رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود؟
می شود با همه ی ریشه و رگهای تنت 
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
#داریوش_کشاورز

ادامه مطلب  

تقدیر وقسمت  

شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخ
شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟
در میان تپش آینه پنهان شوی و
روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده در اوج جوانی، با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده آزاد و رها باشی و تا عمق وجود
رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود؟
می شود با همه ی ریشه و رگهای تنت 
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
#داریوش_کشاورز

ادامه مطلب  

تقدیر وقسمت  

شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخ
شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟
در میان تپش آینه پنهان شوی و
روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده در اوج جوانی، با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده آزاد و رها باشی و تا عمق وجود
رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود؟
می شود با همه ی ریشه و رگهای تنت 
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
#داریوش_کشاورز

ادامه مطلب  

تقدیر وقسمت  

شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخ
شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟
در میان تپش آینه پنهان شوی و
روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده در اوج جوانی، با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده آزاد و رها باشی و تا عمق وجود
رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود؟
می شود با همه ی ریشه و رگهای تنت 
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
#داریوش_کشاورز

ادامه مطلب  

تقدیر ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من بر این جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

تقدیر ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من بر این جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

تقدیر ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من بر این جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

تقدیر ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من بر این جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

تقدیر ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من بر این جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

تقدیر ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من بر این جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

تقدیر ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من بر این جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

تقدیر ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من بر این جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

تقدیر ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من بر این جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

تقدیر ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من بر این جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

تقدیر ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من بر این جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

تقدیر ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من بر این جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

تقدیر ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من بر این جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

سر نوشت ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من براین جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

سر نوشت ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من براین جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

سر نوشت ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من براین جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

سر نوشت ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من براین جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

سر نوشت ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من براین جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

سر نوشت ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من براین جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

سر نوشت ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من براین جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

سر نوشت ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من براین جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

سر نوشت ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من براین جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

سر نوشت ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من براین جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

سر نوشت ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من براین جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

سر نوشت ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من براین جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

سر نوشت ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من براین جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

سر نوشت ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من براین جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

مسئله زن ها بودند  

«مسئله زن ها بودند» اثر علی صالحی.
دندانپزشکی که از سال های دانشجویی درگیر سرنوشت زن ها میشه. زن هایی که به تنهایی بار سنگین زندگی رو به دوش می کشن و به خاطر فرزندانشون هزینه های سنگینی رو متحمل میشن. این دندانپزشک در سال های بعد تلاش می کنه از زندگی زن هایی که بیمارش هستن مطلع بشه و در عین حال تلاش می کنه سرنوشت این زن ها رو در قالب کتاب منتشر کنه. و البته به مرور دچار افکار مالیخولیایی میشه.
من اصلا از کتاب خوشم نیومد. خیلی خیلی معمولی و پیش پا

ادامه مطلب  

مسئله زن ها بودند  

«مسئله زن ها بودند» اثر علی صالحی.
دندانپزشکی که از سال های دانشجویی درگیر سرنوشت زن ها میشه. زن هایی که به تنهایی بار سنگین زندگی رو به دوش می کشن و به خاطر فرزندانشون هزینه های سنگینی رو متحمل میشن. این دندانپزشک در سال های بعد تلاش می کنه از زندگی زن هایی که بیمارش هستن مطلع بشه و در عین حال تلاش می کنه سرنوشت این زن ها رو در قالب کتاب منتشر کنه. و البته به مرور دچار افکار مالیخولیایی میشه.
من اصلا از کتاب خوشم نیومد. خیلی خیلی معمولی و پیش پا

ادامه مطلب  

مسئله زن ها بودند  

«مسئله زن ها بودند» اثر علی صالحی.
دندانپزشکی که از سال های دانشجویی درگیر سرنوشت زن ها میشه. زن هایی که به تنهایی بار سنگین زندگی رو به دوش می کشن و به خاطر فرزندانشون هزینه های سنگینی رو متحمل میشن. این دندانپزشک در سال های بعد تلاش می کنه از زندگی زن هایی که بیمارش هستن مطلع بشه و در عین حال تلاش می کنه سرنوشت این زن ها رو در قالب کتاب منتشر کنه. و البته به مرور دچار افکار مالیخولیایی میشه.
من اصلا از کتاب خوشم نیومد. خیلی خیلی معمولی و پیش پا

ادامه مطلب  

مسئله زن ها بودند  

«مسئله زن ها بودند» اثر علی صالحی.
دندانپزشکی که از سال های دانشجویی درگیر سرنوشت زن ها میشه. زن هایی که به تنهایی بار سنگین زندگی رو به دوش می کشن و به خاطر فرزندانشون هزینه های سنگینی رو متحمل میشن. این دندانپزشک در سال های بعد تلاش می کنه از زندگی زن هایی که بیمارش هستن مطلع بشه و در عین حال تلاش می کنه سرنوشت این زن ها رو در قالب کتاب منتشر کنه. و البته به مرور دچار افکار مالیخولیایی میشه.
من اصلا از کتاب خوشم نیومد. خیلی خیلی معمولی و پیش پا

ادامه مطلب  

روی لبه تیغ  

بعضی روزها هم آدم باید بمونه زیرپتو و نره سرکار
نصف شب به طرز عجیبی توی خواب و بیداری که درد می کشیدم فامیلی مراجعامونو هی میگفتم.‌ انگار که من بودم و درده مال اونا بود. یه وقتا حس می کردم خود اونام. نصف شب نزدیک بود روانی بشم مرزو رد کنم نمی تونستم بفهمم که کیم یه لحظه حساس خودمو نجات دادم و تو مخم بلند داد زدم که من ف.الف هستم و الان درد عجیبی دارم این بدن منه نه دیگران وااای. بعد همون حین تصمیم گرفتم مددکاری رو بزارم کنار چون تاثیر بدی روی روا

ادامه مطلب  

روی لبه تیغ  

بعضی روزها هم آدم باید بمونه زیرپتو و نره سرکار
نصف شب به طرز عجیبی توی خواب و بیداری که درد می کشیدم فامیلی مراجعامونو هی میگفتم.‌ انگار که من بودم و درده مال اونا بود. یه وقتا حس می کردم خود اونام. نصف شب نزدیک بود روانی بشم مرزو رد کنم نمی تونستم بفهمم که کیم یه لحظه حساس خودمو نجات دادم و تو مخم بلند داد زدم که من ف.الف هستم و الان درد عجیبی دارم این بدن منه نه دیگران وااای. بعد همون حین تصمیم گرفتم مددکاری رو بزارم کنار چون تاثیر بدی روی روا

ادامه مطلب  

روی لبه تیغ  

بعضی روزها هم آدم باید بمونه زیرپتو و نره سرکار
نصف شب به طرز عجیبی توی خواب و بیداری که درد می کشیدم فامیلی مراجعامونو هی میگفتم.‌ انگار که من بودم و درده مال اونا بود. یه وقتا حس می کردم خود اونام. نصف شب نزدیک بود روانی بشم مرزو رد کنم نمی تونستم بفهمم که کیم یه لحظه حساس خودمو نجات دادم و تو مخم بلند داد زدم که من ف.الف هستم و الان درد عجیبی دارم این بدن منه نه دیگران وااای. بعد همون حین تصمیم گرفتم مددکاری رو بزارم کنار چون تاثیر بدی روی روا

ادامه مطلب  

سرنوشت یا اراده ی خود آدم؟؟؟  

لات و مومن تا سحر مستن رفیق
دزد و قاضی هر دو هم دستن رفیق
درد و دل ها با هیچ نامردی نکن
دوست با دشمن یکی هستن رفیق
____________________________________
تاحالا اطرافتون دیدید دختر یاپسری ک با تصمیم و رضایت خونواده، با کسی ازدواج کرده و بعدش دیده ک اوه چه کلاه گشادی،سرش رفته و بدبخت شده؟
بنظرتون اسمشو باید بذاری قسمت وسرنوشت؟ یا باید بگی پدر و مادر در حق فرزندشون کوتاهی کردن ک خوب تحقیق نکردن؟ 
باید همه چیوبندازی تقصیر خدا؟ یا باید بندازی تقصیر خونواده ک درست

ادامه مطلب  

سرنوشت یا اراده ی خود آدم؟؟؟  

لات و مومن تا سحر مستن رفیق
دزد و قاضی هر دو هم دستن رفیق
درد و دل ها با هیچ نامردی نکن
دوست با دشمن یکی هستن رفیق
____________________________________
تاحالا اطرافتون دیدید دختر یاپسری ک با تصمیم و رضایت خونواده، با کسی ازدواج کرده و بعدش دیده ک اوه چه کلاه گشادی،سرش رفته و بدبخت شده؟
بنظرتون اسمشو باید بذاری قسمت وسرنوشت؟ یا باید بگی پدر و مادر در حق فرزندشون کوتاهی کردن ک خوب تحقیق نکردن؟ 
باید همه چیوبندازی تقصیر خدا؟ یا باید بندازی تقصیر خونواده ک درست

ادامه مطلب  

حکمت جاوید (دوستی)  

حکمت جاوید (دوستی)سرنوشت تو ھمواره بدست نزدیکترین دوست تو نوشته می شود .دوست تو دشمن ارادۀ نفسانی توست .ھیچ اقدام سرنوشت سازی به تنھائی اتخاذ نمی شود .امام تو نزدیکترین دوست توست .از دوستی دور نمی شوی مگر اینکه به دشمنی نزدیک می شوی .فامیل ھرگز دوست نخواھند بود .دوست تو ھرگز تو را نمی ستاید .کسی که دوست صدیقی ندارد جز خود فروشی ھنری ندارد .وفای به دوست وفای به خداست و خیانت به دوست خیانت به خداست .دوست ، عزّت نفس تو را می خواھد نه لذّت نفس تو را .د

ادامه مطلب  

حکمت جاوید (دوستی)  

حکمت جاوید (دوستی)سرنوشت تو ھمواره بدست نزدیکترین دوست تو نوشته می شود .دوست تو دشمن ارادۀ نفسانی توست .ھیچ اقدام سرنوشت سازی به تنھائی اتخاذ نمی شود .امام تو نزدیکترین دوست توست .از دوستی دور نمی شوی مگر اینکه به دشمنی نزدیک می شوی .فامیل ھرگز دوست نخواھند بود .دوست تو ھرگز تو را نمی ستاید .کسی که دوست صدیقی ندارد جز خود فروشی ھنری ندارد .وفای به دوست وفای به خداست و خیانت به دوست خیانت به خداست .دوست ، عزّت نفس تو را می خواھد نه لذّت نفس تو را .د

ادامه مطلب  

حکمت جاوید (دوستی)  

حکمت جاوید (دوستی)سرنوشت تو ھمواره بدست نزدیکترین دوست تو نوشته می شود .دوست تو دشمن ارادۀ نفسانی توست .ھیچ اقدام سرنوشت سازی به تنھائی اتخاذ نمی شود .امام تو نزدیکترین دوست توست .از دوستی دور نمی شوی مگر اینکه به دشمنی نزدیک می شوی .فامیل ھرگز دوست نخواھند بود .دوست تو ھرگز تو را نمی ستاید .کسی که دوست صدیقی ندارد جز خود فروشی ھنری ندارد .وفای به دوست وفای به خداست و خیانت به دوست خیانت به خداست .دوست ، عزّت نفس تو را می خواھد نه لذّت نفس تو را .د

ادامه مطلب  

فایل EFS سامسونگ SGH-I747M  

#filesell_pps_div1{margin:5px auto;padding:5px;min-width:300px;max-width:500px;border:1px solid #a9a9a9 !important;background-color:#ffffff !important;color:#000000 !important;font-family:tahoma !important;font-size:13px !important;line-height:140% !important;border-radius:5px;} فایل EFS سامسونگ SGH-I747M فایل EFS سامسونگ SGH-I747M             تست شده و 100%سالم ... دریافت فایل [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1