صحبت نود سالگی شد یادم اومد که یه ابلهی روزی بِهِم گفت می خواد نود سالگی به بعد شروع به رمان خوندن کنه(امید به زندگی آدم ها خوب بالا است!)    :)
- گمونم خوندنِ کتاب رو باید از کودکی-نوجوانی شروع کرد تا شاید بعدتر یه جاهایی از زندگی کوفتی ات بتونه بِهِت کمک کنه(این یکی از فواید کتاب خونی هست). می خواست ارزشِ رمان خوندن رو پایین بیاره. خودش رو تو تحقیقاتِ علمی کسالت بارش غرق کرده بود.
 
آدمی که کتاب و رمان نخونه از نظرِ من رده.

ادامه مطلب  

کتاب بینوایان  

بینوایان یا بی‌نوایان (به فرانسوی: Les Misérables) نام رمان معروفی نوشتهٔ ویکتور هوگو، نویسندهٔ سرشناس فرانسوی است. این کتاب اولین بار در سال ۱۸۶۲ منتشر شده و یکی از بزرگترین رمانهای@12@ قرن ۱۹ است. در دنیایی که مردم آن انگلیسی صحبت می‌کنند، این رمان معمولاً با عنوان اصلیِ فرانسویِ خود نام برده می‌شود (عناوین مختلفی مثل The Miserable, The Wretched, The Miserable Ones, The Poor Ones, The Wretched Poor and The Victims, and The Dispossessed نیز دارد). با شروع شورش جون در ۱۸۱۵ و به اوج رسیدن آن در ۱۸۳۲ در

ادامه مطلب  

معرفی رمان"ازبه"نوشته رضاامیرخانی  

به اعتقاد بسیاری از منتقدین، رمان ازبه یکی از متفاوت‌ترین رمان‌های دفاع مقدس است. هم به لحاظ فرم و هم از حیث نوع نگاه. رمان ازبه فقط نامه است، نامه‌هایی که میان قهرمان‌های داستان رد و بدل شده و راوی قصه خلبان جانبازی است که به رغم نداشتن دو پا و ویلچرنشینی، درخواست پرواز دارد، درجایی و درحالی که یک دندان پر کرده هم، مانع پرواز است.
داستان این‌چنین آغاز می‌شود و با نامه‌های همسر این خلبان و دوستان خلبانش و همسرانشان ادامه پیدا می‌کند. در

ادامه مطلب  

 

سلام  دنیای احساسم امیدم
دیگه چشماتو وا کن من رسیدم
سلام رویای روزای گذشتم
چقد تو خواب دنبال تو گشتم
سلام تنها دلیل این صبوری
تو بیدارم کن از کابوس دوری
یلام ارامش اشفته حالی
بیا شاید تموم شه خشکسالی 
قشنگه ....
 
حالم بده 
خیلی زیاد حالم بده ولی هیچکسو ندارم 
وقتی این یادم میاد بدتر حالم خراب میشه 
 

ادامه مطلب  

۱۵  

امروز یه رمان ایرانی خوندم به اسم "خاله بازی" از بلقیس سلیمانی. بعضی جاها بد نبود و خب اونقدری کشش داشت که یه روزه تمومش کنم. خیلی جاهاشو زیاد دوست داشتم. ولی خب میدونی، به نظرم یه روزه تموم کردن یه کتاب جز ویژگی های خوبش نیست، یعنی اون کتاب چیپه و ذهنت و سلولای خاکستریتو درگیر نمیکنه. کتاب خوب اونیه که باهاش زندگی کنی و از ترس اینکه تموم بشه روزی ده بیست صفحه بیشتر نخونی. کلا بازم پشیمون شدم از خوندن رمان وطنی! نویسنده های ما نمیتونن نویسنده بو

ادامه مطلب  

معرفی کتاب  

رمان «آئورا» نوشته كارلوس فونتس
 
عنوان رمان «آئورا»از یك نظریه علمی برداشت شده است،نظریه ای كه مربوط به انعكاس یك انرژی در بدن است و روانشناسان با استفاده از آن شیوه زندگی ونوع احساسات فرد را جستجو می كنند. 
كارشناسان نظریه «آئورا» اعتقاد دارند كه این پدیده انعكاس ثبت كامل گذشته و حال و آینده ماست و اگر خواننده اثر فونتس با سر فصل های این نظریه آشنا باشد به خوبی در خواهد یافت كه نویسنده او را به چه معجون گوارایی دعوت كرده است.
خواننده رما

ادامه مطلب  

لطفا به نظراتتون دقت کنید  

دوستای گلم رابطه ما داستان نیست رمان هم نیست
 
واقعا موندم اینا چیه مینویسین
 
من و غزال رابطمون رابطه دوست دختر و دوس پسر نبود
 
قصه هم نبود رمان هم نبود
 
یه عشق پاک بود که در اوج نامردی تقدیر جدا شدیم
 
به قول غزال
 
آدم عاشق با امید زندس
 
منم امیدوارم خیلی زود برگردیم و زندگیمونو ادامه بدیم
 
 

ادامه مطلب  

خسته تر ازهمیشه....  

اگر کسی را دوست داری 
هوایش را داشته باش
اما اگر برای پر کردن تنهایی خود
او رامیخواهی،هوایی اش نکن
شاید دیگر به هیچ هوایی غیرتو
عادت نکند......
 
 
این روزا خسته ترم ازهمیشه،کاش میشد فردا صبح بیدارشم ببینم همه چیز تاالان فقط کابوس بوده،کاش میشد برای همیشه آلزایمربگیرم،کاش میشد یکی باشه درکم کنه،آرومم کنه،این روزا سخت محتاج بودن یک نفرم.....
لعنتی سخته خیلی چیزا ببینی ولی چشاتوببندی، چون دیگه کشش یک قضیه تازه نداری،بقیه هم فکر کنن خیلی زرنگن...

ادامه مطلب  

 

اگر توی کتابفروشی نشر چشمه بایستی کنار میزهایی که درست کنار درهای اتوماتیک ورودی است، تا مجله های روی میزها را بجوری دو تا اتفاق می­افتد. در واقع سه تا. اولیش این است که با هر قدمی که تو به چپ، راست، جلو یا عقب می­گذاری درها یک بار باز و بسته می­شوند و سر و صدای وحشتناک پل کریمخان را با خودشان می­ آورند تو. دوم این که اگر وسط تابستان باشد احتمالاً نصفت از خنکی توی کتابفروشی یخ می­زند و از گرمی بیرون می­سوزد. سوم هم این که اگر  هدفون­هایت را درن

ادامه مطلب  

برای اَیاس  

خواب بودم اومد به خوابم تو گوشم خوند:کابوس شب دهم سیاه است..خوند و گذاشت رفت و جای خالیش تو خوابم پر شد از بوی سیگار و چایی کهنه دم فلاسکی ...خوابم میاد...و حتی گاهی گریه به راحتی..! می دونی من کجام اَیاس؟ یه جایی همین نزدیکی هاوسط گورستان لبخند های مُرده... از دور چه بوی اسپندی میاد ...کاش میشد خودمو جمع کنم بریزم تو دریا، همون دریایی که یبار تو خواب و خیال با هم رفتیم پای موج هاش نشستیم تا خود صبح ...کاش میشد تو دریا حل شم انگار نه انگار که از اول ب

ادامه مطلب  

تفسیر اهنگ ایورلیانو  

بررسی ترانه آئورلیانو با توجه به رمان صدسال تنهایی:
ملکیادس کولی با کرامتی ست که حتا بعد از مرگ، روح و مکاتبش کتاب را همراهی میکند. در جایی خواندم که یوسا، ملکیادس را راوی رمان صدسال تنهایی دانسته است.اما راوی این شعر به تصور من فرنانداست. او مانند ملکه بزرگ شده بود و از فقر و زندگی در دهکده ناراضی بود که به آئورلیانوی دوم میگوید پولم را بده و بدلیل سختگیری و محدود کردن دخترش میگوید من نرم میشوم و بدلیل نفرت از سرهنگ میگوید سرطان بگیر و بمیر!.

ادامه مطلب  

باران  

کسی دارد مرا از خودم جدا میکند..
این منم ک با آمدن باران افسرده میشوم..
منی که باران بانو بودم..
منی ک هرگاه آرزوی باران میکردم می آمد..منی ک هرروز پاییز آرزوی باران میکردم..
پوفف
نمیدانم کجا هستم
چرا اینقدر روحم کبود است؟
اتفاق تازه ای ک نیفتاده
همان دردهای دیروزی
همان سردردها و چشم درد ها و به تازگی گردن درد ها
4 صبح باید از خواب بپری
جیغ خفه ای بزنی
از ترس کابوسی که دیده ای..
باران به شیشه بزند،شاخه های زیتون به پنجره ی اتاقت کوفته شود
هیچ کس دور

ادامه مطلب  

اومدم سرخاکت ولی گریه نکردم آخه باااااااورم نمیشددارن خاکت میکردن  

کاش میدیدی بیتابیموازدوریت 
شباتاخودصبح گریه میکنم هرلحظم شده کابوس دستموبگیرمامان دیگه به کی بگم مادر آتیش گرفته همه ی وجودمو چرااااااا...چراااااا چشماشوازم گرفتی آخه چجوری دلت اومدخداااااا خیلی زودبود ازکجابیارمش من مامانمو میخوام 
باچشمای باز رفت آخه هنوز آرزوهای زیادی داشت همشوباخودش زیرخاک برد
چقدصدات کردم چرا جوابموندادی خدااااا این چه حکمتیه این رسمش نبود
انقد فریاد توگلوم مونده انقد بغضامو قورت دادم....گلوم دردمیکنه درد دوری

ادامه مطلب  

3.کابوس  

فردا روز دادگاه زمین کوفتیه...
خدا میدونه نتیجش چی میخواد بشه..
بابا با اون خواهرش بلیط دارن واسه ساعت 8...
خداکنه اتفاق بدی نیافته...
همش انگار مث یه کابوسه...
سال 95 خیلی قاطی پاتیه اصن...شلوغ پلوغه..اون از فوت ننه..بعدش قصه زمین خیر ندیده با آخریش هم که اون تهمتایی که اون احمق زد بهمون..
به بابا که میگفت مستجرش 25 ام گفته تخلیه میکنه...و اونم گورشو گم میکنه میره..
ولی چشمم آب نمیخوره..این رفتنی نیس انگار..
فقط خدا کنه تو دهات مشکلی پیش نیاد..
+ طرف یه معتا

ادامه مطلب  

فرجه  

خب خب خب..فصل امتحانات هم از راه رسید.در واقع توی فرجه هستیم...و فرجه قوانین خاص خودش رو دارهیه باره فیلم باز میشی ( از درس خوندن بهتره)گیمر میشیخیّر میشی ( حاضری با کل خوابگاه زبان کار کنی که درس خودت رو نخونی)فراموشکار میشی ( مثلا الکی یادت رفته ساعت رو زنگ بذاری)و در خیلی از موارد خیلی ها عاشق می شن ( آخه چه کاریه...!!!!؟؟ این همه زمان خب)کمک یار در خانه ( خاضری ده ساعت ظرف بشوری و خونه رو جارو کنی اما درس نخونی)به رمان علاقه پیدا می کنیو همچنین اخبا

ادامه مطلب  

8.اولین روز زمستان  

دیشب شب یلدا بود..
شبی که انقد میخوری که میترکی:/
گاهی فک میکنم اونایی که ندارن چی پس..
(شاید فک کنید من مجهول یه آدم بی خیال و خوش گذرونه..اما نه..)
*
سر هر تقویتی شون 40 میگیرن..
گفتن باید 50 بیارید واسه کارنامه و10 واسه گرفتن کارت ورود به جلسه..
خو تفلونا..طرف اگه داشت اصن تو این مدرسه درس نمیخوند که..با اون جمعیت..
بعد حالا به هر بهونه ای میخوان بگیرن..
خیلی خنده داره..
*
شنبه اولین امتحانه..دینی..
*
گاهی از وقتا فک میکنم خ و ا که درس خوندن و دانشگاه رفتن به

ادامه مطلب  

 

عطسه می کردم و عطسه هایم تمامی نداشت. بوی عطر خودم، بوی نرم کننده و پودر رختشویی و گرد و خاک پشت پنجره و حتی بوی کاغذ وقتی کتابی را باز می­کردم من را به عطسه می­انداخت. یک جور حساسیت افتاده بود به جانم و سکوت کتابخانه را بر هم می­زد. سکوت کتابخانه را با آرامش بر هم می­زد. چون کسی چپ چپ نگاهم نمی­کرد که چرا عطسه می­کنم یا فین می­کنم. از نکات مثبت این کشور غربی.
به هر حال.
در حالی که به صدای سپیده رییس سادات گوش و حسادت می­کردم شروع کردم به سیاه کردن

ادامه مطلب  

 

امروز صبح نزدیک بود تنهاشی...واسه ی همیشه
شاید از دستم راحت میشدی شایدم اسک میریختی و چند روز غصه دارمیشدی
ولی خب خدانخواست...
نزدیک بود تصادف کنم...ولی نشد(حیف)!
.....
امشب خیلی خوشحال بودم
بخاطر همه چی
نتت قطع شد و دیرجواب دادی
منم چشمامو بستم و ب روياهام فکر میکردم
وقتی خیلی ارامش دارم و ارومم واقعا راحت خوابم میبره
یک لحظه چشمامو ک گذاشتم رو هم خوابم برد
من هیچوقت نمیشه بخاطر خستگی بخوابم
واقعا هم خسته نبودم امشب
و حالم بهتر از همیشه بود
اما خب

ادامه مطلب  

مذکر و آسیب های بعدی  

همیشه فکر میکنم میشد عاشق شد و جسم معشوق رو نخواست ؟!
اونوقت عاشقا دیگه از بوس و لب و بغل اینا نمیگفتن
و کار به جاهای باریک نمیکشید
اما 
فکر میکنم اونوقت کسی عاشق نمیشد 
خدایا این چه حسی به ما دادی که اکثرا عشق رو با لذت جسمی میخواییم
برنامه مستند نگاه میکنم نر بخاطر ماده رقیبش رو حتی میکشه !
کلا چه کارهایی برای عشق یه بنام عشق میکنن
متاسفانه در این عشقها معمولا جنس مونث آسیب میبینه هم روحی هم جسمی
البته جنس مذکر آسیب بدتری میبینه ولی بعدها مع

ادامه مطلب  

Philosophy and Literature  

زمستان خوانده ها/ یادداشت 57 م
 
فلسفه های شناخت و مکتب های ادبی
*
ادبیات راستین، آیینه و پژواک واقعی شناخت
*
 
فلسفه و ادبیات / بهمن اصلاح پذیر. - تهران: روزآمد، 1394
 
فهرست مطالب کتاب که بیشتر آن ها، پیشتر در ماهنامه ی ارزشمند  "چیستا" به سردبیری پرویز شهریاری چاپ شده بودند:
حضور دیالکتیک در ادب فارسی / هنر کلاسیک/ حماسه سیاوش / دیالکتیک در اشعار نیما/ بازخوانی سگ ولگرد به مناسبت 58 سال نبود او/ رمانتیسم/ ناتورالیسم/ داستان عدل: صادق چوبک/  عطر گل ها

ادامه مطلب  

48  

سلام قشنگ ترین خاطره،حالت خوبه؟
امروز 2روزه اومدم شهرتون،دارم توشهری نفس میکشم که توهم همین نزدیکی داری نفس میکشی،امیدی به دیدنت ندارم ولی همین که اینجام،این شهر برام بسه....
یادش بخیرپارسال چهل وهشتم،تواومدی شهرما،3ساعت باهم بودیم،3ساعت کنارهم بودیم زودگذشتش خیلی زود....اما دوسال پیش من اومده بودم شهرشما،هرروزمیدیدمت حتی اگه تایمی که پیش هم بودیم 5دقیقه بود....
چندشب پیش یک رمان خوندم به اسم دنیای این روزای من رمانش قشنگ بود ازش فهمیدم سعی

ادامه مطلب  

عاشقانه ۲۶  

سلام خدام
غیبت غیبت غیبت
امان از دست این ادما بزرگا
نمیدونم چه اصراری دارن احکامو هرجایی بنفعشونه بگن‌مهم نی مهم دله مهم دل  پاک
امان از دست آدمات
امان از طرز‌فکر اما
میگم‌ دست دادن‌به نامحرم‌گناهه‌میگه‌کی‌حالا‌اهمیت میده به این‌چیزا گرفتی‌گرفتی خدا کاری نداره به این چیزا‌کوچیک دزدی نکنی نزول نخوری بسه انسانیت مهم تره
میگم همه‌چی تقدیر نیست میگه نه خدا سرنوشت خدا خودش‌تعیین کرده‌میگم بابااااااااا پس قدرت اختیار چی‌میشه تو اش

ادامه مطلب  

مراثی یک روایت ساده / مرشدی  

مراثی یک روایت ساده
بهاءالدین مرشدی
 
انتشارات نقد افکار
سال نشر : 1391
ما تاسف آوریم ماریتا : عشقی به دست نیامده .
کابوس مرد چاق با سس قرمز فر اوان : ماری یتا مرد چاق را دوست نداشت .
تمام استکان های به ریخته از جنگ بعد از ظهر : محکوم شدن بدون دانستن .
به من سلام نکردی : انتقام عشق .
مرده ها بعد از زنده ها می میرند : مرده هایی که نمی میرند .
لعنت از دهان سگ : سگ دو زدن های زندگی .
مراثی یک روایت ساده : ماری یتا همیشه محکوم است .
ماری یتای کوچک مرده : مادری که

ادامه مطلب  

 

♥ عادت بدی داشت!!!

تا تقی به توقی می خورد می گفت کاری نکن تنهایت بگذارم ، کاری نکن برای همیشه از دنیایت بروم!دعوایمان که می شد انگار واجب بود روزه ی سکوت بگیرد ، سر هر چیز کوچک یک قرن فاصله می گرفت و
تمام راههایی که ممکن بود به او برسم را با اخم می بست...!! نمیدانم می دانست یا نه ولی هر وقت می
گفت تنهایم می گذارد قلبم از کار می افتاد و همه چیز را تمام شده می دانستم ، آنقدر می ترسیدم که صبح
تا شب خدا را به هزار لهجه التماس می کردم که رفتن را از سرش بی

ادامه مطلب  

مارمولکی که ماه را بلعید/ شکری  

مارمولکی که ماه را بلعید
 
قاسم شکری
 
انتشارات ققنوس
سال نشر : 1388
راوی داستان نویسنده ای فرانسوی است که سال ها پیش مرده و اکنون روح او در میان سایر ارواح در زمان و مکان شناور است و هر بار در جایی ظاهر می شود که اصولا در کنار شخصیت های درباری دوره قاجار است و وقایع و گفت و گوهای طنزی را بین آنها شاهد هستیم .
لحن طنزش قشنگه خوب موضوع متفاوت و جالبی را هم در نظر گرفته و خصوصا خیلی زیبا به برخی اخلاق قاجارها طعنه زده اما مثلا واقعا خو یک دفعه یعنی چی

ادامه مطلب  

خاطرات دلبرکان سودازده من  

خاطرات روسپیان سودا زده من
 
به جرات باید بگم از بهترین کتابهایی که خوندم این بوده. 
 
نویسنده: گابریل گارسیا مارکز
مترجم: امیرحسین فطانت
کتاب خاطرات روسپیان سودازده من ( دلبرکان غمگین ) نوشته گابریل گارسیا مارکز نویسنده پر آوازه کلمبیایی که در ایران به آن اجازه انتشار نداده اند به فارسی ترجمه و منتشر شد. این کتاب که شاید به علت بیماری و کهولت مارکز اخرین کتاب او باشد ، در اکتبر 2004 به بازار آمد و چاپ اول آن در یک میلیون نسخه منتشر شد. روسپیان

ادامه مطلب  

دکتر داتیس/ اسماعیلیون  

دکتر داتیس
 
حامد اسماعیلیون
 
انتشارات زاوش
سال نشر : 1393
داتیس الماسی دندان پزشک جوانی است که در ساسنگ حومه تهران مطبی باز کرده است . درگیر مریض های محلی مشکلات و بیماری هایشان ، اوضاع مذهبی سیاسی شهر ، عشقش با دختری به نام رها . دندان پزشکی که بسیار درس خوان بوده و هنوز هم عادت به اصطلاحات علمی داره و برای مریضاش کلی واژه و کلمه قلمبه سلمبه ردیف می کنه و ....
برای من قشنگ و گیرا بود یک نفس خوندمش لحن نوشتنش را روان بودنش را حالت واقعی بودنش را پس

ادامه مطلب  

 

خش مسابقه تئاتر خیابانی سومین سوگواره هنرهای نمایشی «خمسه» میزبان ۱۵ اثر شد.
 
پایگاه خبری تئاتر: هیات انتخاب بخش مسابقه خیابانی سوگواره «خمسه» متشکل از حسن وارسته، علیرضا استادی و محمود فرضی نژاد ۱۵ نمایش را برای حضور در این سوگواره نمایشی به شرح زیر معرفی کردند:
آب مرا قصه کرد. کارگردان: اکبر قهرمانی
خاطره مشترک. کارگردان: احمد صمیمی
من باید برم. کارگردان: پژمان شاهوردی
کابوس آینه. کارگردان: امیر علی بدلی
عرش تا فرش. کارگردان: علی رضا اردس

ادامه مطلب  

چقدر تأسف بار هستـ...  

 
یك ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست، ولی 90 دقیقه بازی فوتبال مثل باد می گذرد. چقدر تاسف بار هست كه: کمی پول كمك در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتی است، اما وقتی با همان پول خرید می رویم مبلغ ناچیزی است. چقدر تاسف بار هست كه: یكساعت عبادت طولانی به نظر می آید، اما یك ساعت فلم دیدن به سرعت می گذرد چقدر تأسف بار هست كه: وقتی می خواهیم عبادت و دعا كنیم، چیزی یاد ما نمی آید كه بگوییم، اما وقتی می خواهیم با دوست ما حرف بزنیم و غیبت بكنیم هیچ مشكلی نداریم.

ادامه مطلب  

جشنواره تئاتر خمسه  

بخش مسابقه تئاتر خیابانی سومین سوگواره هنرهای نمایشی «خمسه» میزبان ۱۵ اثر شد.
 
پایگاه خبری تئاتر: هیات انتخاب بخش مسابقه خیابانی سوگواره «خمسه» متشکل از حسن وارسته، علیرضا استادی و محمود فرضی نژاد ۱۵ نمایش را برای حضور در این سوگواره نمایشی به شرح زیر معرفی کردند:
آب مرا قصه کرد. کارگردان: اکبر قهرمانی
خاطره مشترک. کارگردان: احمد صمیمی
من باید برم. کارگردان: پژمان شاهوردی
کابوس آینه. کارگردان: امیر علی بدلی
عرش تا فرش. کارگردان: علی رضا ارد

ادامه مطلب  

معرفی کتاب  

رمان خاطرات خانه اموات نوشته فئودور داستایوسکی
 
خاطرات خانه ی اموات تجربیات خود داستایفسكی است كه با سرنوشتی چنین به اعدام محكوم شد ولی در آخرین لحظه عفو شد وبرای اعمال شاقه پنج سال را در سیبری به سر برد . او تجربیات دردناك خویش را از این زندان ( كه از آن به زیرزمین تعبیر می كند ) در قالب این كتاب آورده است با زبانی تلخ.
    شاید این كتاب تجلی رئال روسی باشد ، رئالی كه از روسیه به تمامی  جهان منتشر شد ، رئالی كه با طنز گزنده گوگول شروع شد و با تو

ادامه مطلب  

کتابخوان ماه مهر  

معاونت توسعه کتابخانه‌ها و کتابخوانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور کتاب‌های «پانصد نکته درباره مطالعه»، «عقرب‌های کشتی بمبک»، «نامیرا» و «رضایت زناشویی» را در قالب هفتمین سری از کتاب‌های طرح «کتاب‌خوان ماه» ویژه مهر 95 معرفی کرد.
به گزارش روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، کتاب‌های «پانصد نکته درباره مطالعه» نوشته فیل ریس و ترجمه بیتا عسگری و گیتا عسگری، «عقرب‌های کشتی بمبک» نوشته فرهاد حسن‌زاده، «نامیرا» نوشته صادق کرمی

ادامه مطلب  

درگیری و نافرمانی فتحعلی خان مهنی از فتحعلی شاه قاجار  

زمانی که خان بابا جهانبانی (که سالها بعد فتحعلی شاه نامیده شد) به جیرفت لشکر کشید وماه عسل ازدواجش را در ساردوئیه ودلفارد گذراند فتحعلی خان مهنی از بزرگان ایل مهنی علیه خان قاجار اقداماتی انجام داد وسربه اطاعت او نیاورد ولی در درگیری با نیروهای قاجار دستگیر شد وبه تبریز فرستاده شد همینکه اقامحمد خان قاجار فوت کردوخان باباخان جهانبانی که ولیعهد بود برای جانشینی از تبریز به تهران آورده شد .فتحعلی خان از اوضاع پیش آمده استفاده کرد از زندان ت

ادامه مطلب  

یک گلزار شهدای متفاوت در دزفول+تصویر  

یک گلزار شهدای متفاوت در دزفول+تصویر


 «در گلزار شهدای شهید آباد دزفول قطعه‌ای وجود دارد که محل دفن دستها و پاها و انگشت‌هایی است که پس از برداشتن آوار موشک باران ها پیدا شده و مشخص نبوده است به کدام پیکر تعلق دارد .

موشک !مشهورترین واژه‌ی شهرم، در روزهایی که زمین به آسمان میپیوست.موشک!دوازده متر فاجعه در کوچه پس کوچه‌های سه‌، چهار و شش متری شهرم.موشک!هولناکترین کابوس خوابهای آشفته روزگار جنگ.کابوسی که گاه به حقیقت می پیوست و پیکر ده ها و

ادامه مطلب  

 

فیلم سینمایی سولاریس
فریبا یوسفی
 
فیلم سینمایی سولاریس داستان نیاز آدمی به ایمان است انسان بدون ایمان تکیه گاه اخلاقی نخواهد داشت جست وجوی ناشناخته ی اخلاقی در عین حال جستن ایمان است درسولاریس چند بار از فاوست یاد میشود فاوست دانا ، پژوهش گر مدرن ، به جهانی دیگر باورنداشت و به همین دلیل روح خود را به ابلیس فروخت او میخواست برای همیشه روی زمین زندگی کند و به کارایی دانش خویش و نیروی آن برای درهم شکستن مرزهای موجود باور داشت ولی کور بود کسی

ادامه مطلب  

چاپ جدید کتاب «مطالعات فرهنگی درباره‌ی فرهنگ عامّه» منتشر شد  

نشر آگه چاپ سوم کتاب مطالعات فرهنگی درباره‌ی فرهنگ عامّه را اخیراً منتشر کرد. این کتاب به منظور معرفی «مطالعات فرهنگی» به زبان فارسی ترجمه شده است. نویسنده در هر فصل، مهم‌ترین مفاهیم این حوزه‌ی مهم از علوم انسانی را در بحث راجع به جنبه‌های گوناگونِ فرهنگ عامّه، با استناد به کتاب‌ها و مقالاتِ مشهورترین نظریه‌پردازانِ مطالعات فرهنگی شرح می‌دهد و سپس به نمونه‌هایی از ارزشمندترین تحقیقاتی اشاره می‌کند که با اتخاذ همین رهیافت انجام شده

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1