عروسی  

امشب عروسی دعوت بودیم رفتم قم و تازه رسیدم منزل، چقدر اهنگ اذری گذاشتند چقدر دل مرا اب کردند چقدر خاطراتت برایم مرور شد چقدر بغض در گلویم نشست چقدر اشک فرو خوردم و چقدر در دل گفتم کاش یک ذره از ان عشقهایت به معصومه را در برابر عظمت عشق من به تو، به من میداشتی، کاش یک ذره دوستم می داشتی، کاش یک دفعه گفته بودی زندگی من هستی، هیچوقت نگفتی، اما بارها گفتم تمام دنیای منی، یادت هست

ادامه مطلب  

عروسی  

امشب عروسی دعوت بودیم رفتم قم و تازه رسیدم منزل، چقدر اهنگ اذری گذاشتند چقدر دل مرا اب کردند چقدر خاطراتت برایم مرور شد چقدر بغض در گلویم نشست چقدر اشک فرو خوردم و چقدر در دل گفتم کاش یک ذره از ان عشقهایت به معصومه را در برابر عظمت عشق من به تو، به من میداشتی، کاش یک ذره دوستم می داشتی، کاش یک دفعه گفته بودی زندگی من هستی، هیچوقت نگفتی، اما بارها گفتم تمام دنیای منی، یادت هست

ادامه مطلب  

عروسی  

امشب عروسی دعوت بودیم رفتم قم و تازه رسیدم منزل، چقدر اهنگ اذری گذاشتند چقدر دل مرا اب کردند چقدر خاطراتت برایم مرور شد چقدر بغض در گلویم نشست چقدر اشک فرو خوردم و چقدر در دل گفتم کاش یک ذره از ان عشقهایت به معصومه را در برابر عظمت عشق من به تو، به من میداشتی، کاش یک ذره دوستم می داشتی، کاش یک دفعه گفته بودی زندگی من هستی، هیچوقت نگفتی، اما بارها گفتم تمام دنیای منی، یادت هست

ادامه مطلب  

عروسی  

امشب عروسی دعوت بودیم رفتم قم و تازه رسیدم منزل، چقدر اهنگ اذری گذاشتند چقدر دل مرا اب کردند چقدر خاطراتت برایم مرور شد چقدر بغض در گلویم نشست چقدر اشک فرو خوردم و چقدر در دل گفتم کاش یک ذره از ان عشقهایت به معصومه را در برابر عظمت عشق من به تو، به من میداشتی، کاش یک ذره دوستم می داشتی، کاش یک دفعه گفته بودی زندگی من هستی، هیچوقت نگفتی، اما بارها گفتم تمام دنیای منی، یادت هست

ادامه مطلب  

عروسی  

امشب عروسی دعوت بودیم رفتم قم و تازه رسیدم منزل، چقدر اهنگ اذری گذاشتند چقدر دل مرا اب کردند چقدر خاطراتت برایم مرور شد چقدر بغض در گلویم نشست چقدر اشک فرو خوردم و چقدر در دل گفتم کاش یک ذره از ان عشقهایت به معصومه را در برابر عظمت عشق من به تو، به من میداشتی، کاش یک ذره دوستم می داشتی، کاش یک دفعه گفته بودی زندگی من هستی، هیچوقت نگفتی، اما بارها گفتم تمام دنیای منی، یادت هست

ادامه مطلب  

عروسی  

امشب عروسی دعوت بودیم رفتم قم و تازه رسیدم منزل، چقدر اهنگ اذری گذاشتند چقدر دل مرا اب کردند چقدر خاطراتت برایم مرور شد چقدر بغض در گلویم نشست چقدر اشک فرو خوردم و چقدر در دل گفتم کاش یک ذره از ان عشقهایت به معصومه را در برابر عظمت عشق من به تو، به من میداشتی، کاش یک ذره دوستم می داشتی، کاش یک دفعه گفته بودی زندگی من هستی، هیچوقت نگفتی، اما بارها گفتم تمام دنیای منی، یادت هست

ادامه مطلب  

عروسی  

امشب عروسی دعوت بودیم رفتم قم و تازه رسیدم منزل، چقدر اهنگ اذری گذاشتند چقدر دل مرا اب کردند چقدر خاطراتت برایم مرور شد چقدر بغض در گلویم نشست چقدر اشک فرو خوردم و چقدر در دل گفتم کاش یک ذره از ان عشقهایت به معصومه را در برابر عظمت عشق من به تو، به من میداشتی، کاش یک ذره دوستم می داشتی، کاش یک دفعه گفته بودی زندگی من هستی، هیچوقت نگفتی، اما بارها گفتم تمام دنیای منی، یادت هست

ادامه مطلب  

عروسی  

امشب عروسی دعوت بودیم رفتم قم و تازه رسیدم منزل، چقدر اهنگ اذری گذاشتند چقدر دل مرا اب کردند چقدر خاطراتت برایم مرور شد چقدر بغض در گلویم نشست چقدر اشک فرو خوردم و چقدر در دل گفتم کاش یک ذره از ان عشقهایت به معصومه را در برابر عظمت عشق من به تو، به من میداشتی، کاش یک ذره دوستم می داشتی، کاش یک دفعه گفته بودی زندگی من هستی، هیچوقت نگفتی، اما بارها گفتم تمام دنیای منی، یادت هست

ادامه مطلب  

عروسی  

امشب عروسی دعوت بودیم رفتم قم و تازه رسیدم منزل، چقدر اهنگ اذری گذاشتند چقدر دل مرا اب کردند چقدر خاطراتت برایم مرور شد چقدر بغض در گلویم نشست چقدر اشک فرو خوردم و چقدر در دل گفتم کاش یک ذره از ان عشقهایت به معصومه را در برابر عظمت عشق من به تو، به من میداشتی، کاش یک ذره دوستم می داشتی، کاش یک دفعه گفته بودی زندگی من هستی، هیچوقت نگفتی، اما بارها گفتم تمام دنیای منی، یادت هست

ادامه مطلب  

عروسی  

امشب عروسی دعوت بودیم رفتم قم و تازه رسیدم منزل، چقدر اهنگ اذری گذاشتند چقدر دل مرا اب کردند چقدر خاطراتت برایم مرور شد چقدر بغض در گلویم نشست چقدر اشک فرو خوردم و چقدر در دل گفتم کاش یک ذره از ان عشقهایت به معصومه را در برابر عظمت عشق من به تو، به من میداشتی، کاش یک ذره دوستم می داشتی، کاش یک دفعه گفته بودی زندگی من هستی، هیچوقت نگفتی، اما بارها گفتم تمام دنیای منی، یادت هست

ادامه مطلب  

عروسی  

امشب عروسی دعوت بودیم رفتم قم و تازه رسیدم منزل، چقدر اهنگ اذری گذاشتند چقدر دل مرا اب کردند چقدر خاطراتت برایم مرور شد چقدر بغض در گلویم نشست چقدر اشک فرو خوردم و چقدر در دل گفتم کاش یک ذره از ان عشقهایت به معصومه را در برابر عظمت عشق من به تو، به من میداشتی، کاش یک ذره دوستم می داشتی، کاش یک دفعه گفته بودی زندگی من هستی، هیچوقت نگفتی، اما بارها گفتم تمام دنیای منی، یادت هست

ادامه مطلب  

5  

چقدر خوشحال شدم که فهمیدم مادی هنوز با جیمه. چقدر تو خوابگاه با هم درد و دل می کردیم. چقدر اون از جیم میگفت و منم از تو. چقدر یواشکی به دور از بچه ها پقی میزدیم زیر خنده.  نصف شبا که میخوندیم واسه امتحانامون. من منتظر میشدم کارای پایان نامت تموم بشه که قبل از خواب برای دو جمله هم که شده با هم حرف بزنیم. 
امشب همش وسوسه شدم که خودم برگردم سراغت. اما جدا نمیدونم درسته یا نه. عواقبش چیه.

ادامه مطلب  

5  

چقدر خوشحال شدم که فهمیدم مادی هنوز با جیمه. چقدر تو خوابگاه با هم درد و دل می کردیم. چقدر اون از جیم میگفت و منم از تو. چقدر یواشکی به دور از بچه ها پقی میزدیم زیر خنده.  نصف شبا که میخوندیم واسه امتحانامون. من منتظر میشدم کارای پایان نامت تموم بشه که قبل از خواب برای دو جمله هم که شده با هم حرف بزنیم. 
امشب همش وسوسه شدم که خودم برگردم سراغت. اما جدا نمیدونم درسته یا نه. عواقبش چیه.

ادامه مطلب  

5  

چقدر خوشحال شدم که فهمیدم مادی هنوز با جیمه. چقدر تو خوابگاه با هم درد و دل می کردیم. چقدر اون از جیم میگفت و منم از تو. چقدر یواشکی به دور از بچه ها پقی میزدیم زیر خنده.  نصف شبا که میخوندیم واسه امتحانامون. من منتظر میشدم کارای پایان نامت تموم بشه که قبل از خواب برای دو جمله هم که شده با هم حرف بزنیم. 
امشب همش وسوسه شدم که خودم برگردم سراغت. اما جدا نمیدونم درسته یا نه. عواقبش چیه.

ادامه مطلب  

5  

چقدر خوشحال شدم که فهمیدم مادی هنوز با جیمه. چقدر تو خوابگاه با هم درد و دل می کردیم. چقدر اون از جیم میگفت و منم از تو. چقدر یواشکی به دور از بچه ها پقی میزدیم زیر خنده.  نصف شبا که میخوندیم واسه امتحانامون. من منتظر میشدم کارای پایان نامت تموم بشه که قبل از خواب برای دو جمله هم که شده با هم حرف بزنیم. 
امشب همش وسوسه شدم که خودم برگردم سراغت. اما جدا نمیدونم درسته یا نه. عواقبش چیه.

ادامه مطلب  

5  

چقدر خوشحال شدم که فهمیدم مادی هنوز با جیمه. چقدر تو خوابگاه با هم درد و دل می کردیم. چقدر اون از جیم میگفت و منم از تو. چقدر یواشکی به دور از بچه ها پقی میزدیم زیر خنده.  نصف شبا که میخوندیم واسه امتحانامون. من منتظر میشدم کارای پایان نامت تموم بشه که قبل از خواب برای دو جمله هم که شده با هم حرف بزنیم. 
امشب همش وسوسه شدم که خودم برگردم سراغت. اما جدا نمیدونم درسته یا نه. عواقبش چیه.

ادامه مطلب  

5  

چقدر خوشحال شدم که فهمیدم مادی هنوز با جیمه. چقدر تو خوابگاه با هم درد و دل می کردیم. چقدر اون از جیم میگفت و منم از تو. چقدر یواشکی به دور از بچه ها پقی میزدیم زیر خنده.  نصف شبا که میخوندیم واسه امتحانامون. من منتظر میشدم کارای پایان نامت تموم بشه که قبل از خواب برای دو جمله هم که شده با هم حرف بزنیم. 
امشب همش وسوسه شدم که خودم برگردم سراغت. اما جدا نمیدونم درسته یا نه. عواقبش چیه.

ادامه مطلب  

5  

چقدر خوشحال شدم که فهمیدم مادی هنوز با جیمه. چقدر تو خوابگاه با هم درد و دل می کردیم. چقدر اون از جیم میگفت و منم از تو. چقدر یواشکی به دور از بچه ها پقی میزدیم زیر خنده.  نصف شبا که میخوندیم واسه امتحانامون. من منتظر میشدم کارای پایان نامت تموم بشه که قبل از خواب برای دو جمله هم که شده با هم حرف بزنیم. 
امشب همش وسوسه شدم که خودم برگردم سراغت. اما جدا نمیدونم درسته یا نه. عواقبش چیه.

ادامه مطلب  

5  

چقدر خوشحال شدم که فهمیدم مادی هنوز با جیمه. چقدر تو خوابگاه با هم درد و دل می کردیم. چقدر اون از جیم میگفت و منم از تو. چقدر یواشکی به دور از بچه ها پقی میزدیم زیر خنده.  نصف شبا که میخوندیم واسه امتحانامون. من منتظر میشدم کارای پایان نامت تموم بشه که قبل از خواب برای دو جمله هم که شده با هم حرف بزنیم. 
امشب همش وسوسه شدم که خودم برگردم سراغت. اما جدا نمیدونم درسته یا نه. عواقبش چیه.

ادامه مطلب  

5  

چقدر خوشحال شدم که فهمیدم مادی هنوز با جیمه. چقدر تو خوابگاه با هم درد و دل می کردیم. چقدر اون از جیم میگفت و منم از تو. چقدر یواشکی به دور از بچه ها پقی میزدیم زیر خنده.  نصف شبا که میخوندیم واسه امتحانامون. من منتظر میشدم کارای پایان نامت تموم بشه که قبل از خواب برای دو جمله هم که شده با هم حرف بزنیم. 
امشب همش وسوسه شدم که خودم برگردم سراغت. اما جدا نمیدونم درسته یا نه. عواقبش چیه.

ادامه مطلب  

5  

چقدر خوشحال شدم که فهمیدم مادی هنوز با جیمه. چقدر تو خوابگاه با هم درد و دل می کردیم. چقدر اون از جیم میگفت و منم از تو. چقدر یواشکی به دور از بچه ها پقی میزدیم زیر خنده.  نصف شبا که میخوندیم واسه امتحانامون. من منتظر میشدم کارای پایان نامت تموم بشه که قبل از خواب برای دو جمله هم که شده با هم حرف بزنیم. 
امشب همش وسوسه شدم که خودم برگردم سراغت. اما جدا نمیدونم درسته یا نه. عواقبش چیه.

ادامه مطلب  

5  

چقدر خوشحال شدم که فهمیدم مادی هنوز با جیمه. چقدر تو خوابگاه با هم درد و دل می کردیم. چقدر اون از جیم میگفت و منم از تو. چقدر یواشکی به دور از بچه ها پقی میزدیم زیر خنده.  نصف شبا که میخوندیم واسه امتحانامون. من منتظر میشدم کارای پایان نامت تموم بشه که قبل از خواب برای دو جمله هم که شده با هم حرف بزنیم. 
امشب همش وسوسه شدم که خودم برگردم سراغت. اما جدا نمیدونم درسته یا نه. عواقبش چیه.

ادامه مطلب  

5  

چقدر خوشحال شدم که فهمیدم مادی هنوز با جیمه. چقدر تو خوابگاه با هم درد و دل می کردیم. چقدر اون از جیم میگفت و منم از تو. چقدر یواشکی به دور از بچه ها پقی میزدیم زیر خنده.  نصف شبا که میخوندیم واسه امتحانامون. من منتظر میشدم کارای پایان نامت تموم بشه که قبل از خواب برای دو جمله هم که شده با هم حرف بزنیم. 
امشب همش وسوسه شدم که خودم برگردم سراغت. اما جدا نمیدونم درسته یا نه. عواقبش چیه.

ادامه مطلب  

5  

چقدر خوشحال شدم که فهمیدم مادی هنوز با جیمه. چقدر تو خوابگاه با هم درد و دل می کردیم. چقدر اون از جیم میگفت و منم از تو. چقدر یواشکی به دور از بچه ها پقی میزدیم زیر خنده.  نصف شبا که میخوندیم واسه امتحانامون. من منتظر میشدم کارای پایان نامت تموم بشه که قبل از خواب برای دو جمله هم که شده با هم حرف بزنیم. 
امشب همش وسوسه شدم که خودم برگردم سراغت. اما جدا نمیدونم درسته یا نه. عواقبش چیه.

ادامه مطلب  

5  

چقدر خوشحال شدم که فهمیدم مادی هنوز با جیمه. چقدر تو خوابگاه با هم درد و دل می کردیم. چقدر اون از جیم میگفت و منم از تو. چقدر یواشکی به دور از بچه ها پقی میزدیم زیر خنده.  نصف شبا که میخوندیم واسه امتحانامون. من منتظر میشدم کارای پایان نامت تموم بشه که قبل از خواب برای دو جمله هم که شده با هم حرف بزنیم. 
امشب همش وسوسه شدم که خودم برگردم سراغت. اما جدا نمیدونم درسته یا نه. عواقبش چیه.

ادامه مطلب  

تو نمی دونی چقدر خوبی  

سلام به تو
سلام به تویی که داری این پیامو می خونی
هر کسی که هستی، با هر شکلی، با هر قد و هیکلی، با هر رنگی... می خوام بهت بگم...
تو نمی دونی چقدر خوبی. واقعا نمی دونی.
شاید همون چند تا لکه رو پوستت داره دل بقیه رو میبره. 
شاید همون چیزی که تو در خودت بیشتر ازش متنفری رو دیگران تحسین می کنن.
حرف منو باور کن. تو نمی دونی چقدر خوبی. نمی دونی چه قدر زیبا و باهوشی.
تو نمی تونی خودتو و حرکاتتو و طرز راه رفتنتو تحسین کنی، چون بهشون عادت کردی. 
تو نمی تونی ببین

ادامه مطلب  

تو نمی دونی چقدر خوبی  

سلام به تو
سلام به تویی که داری این پیامو می خونی
هر کسی که هستی، با هر شکلی، با هر قد و هیکلی، با هر رنگی... می خوام بهت بگم...
تو نمی دونی چقدر خوبی. واقعا نمی دونی.
شاید همون چند تا لکه رو پوستت داره دل بقیه رو میبره. 
شاید همون چیزی که تو در خودت بیشتر ازش متنفری رو دیگران تحسین می کنن.
حرف منو باور کن. تو نمی دونی چقدر خوبی. نمی دونی چه قدر زیبا و باهوشی.
تو نمی تونی خودتو و حرکاتتو و طرز راه رفتنتو تحسین کنی، چون بهشون عادت کردی. 
تو نمی تونی ببین

ادامه مطلب  

تو نمی دونی چقدر خوبی  

سلام به تو
سلام به تویی که داری این پیامو می خونی
هر کسی که هستی، با هر شکلی، با هر قد و هیکلی، با هر رنگی... می خوام بهت بگم...
تو نمی دونی چقدر خوبی. واقعا نمی دونی.
شاید همون چند تا لکه رو پوستت داره دل بقیه رو میبره. 
شاید همون چیزی که تو در خودت بیشتر ازش متنفری رو دیگران تحسین می کنن.
حرف منو باور کن. تو نمی دونی چقدر خوبی. نمی دونی چه قدر زیبا و باهوشی.
تو نمی تونی خودتو و حرکاتتو و طرز راه رفتنتو تحسین کنی، چون بهشون عادت کردی. 
تو نمی تونی ببین

ادامه مطلب  

تو نمی دونی چقدر خوبی  

سلام به تو
سلام به تویی که داری این پیامو می خونی
هر کسی که هستی، با هر شکلی، با هر قد و هیکلی، با هر رنگی... می خوام بهت بگم...
تو نمی دونی چقدر خوبی. واقعا نمی دونی.
شاید همون چند تا لکه رو پوستت داره دل بقیه رو میبره. 
شاید همون چیزی که تو در خودت بیشتر ازش متنفری رو دیگران تحسین می کنن.
حرف منو باور کن. تو نمی دونی چقدر خوبی. نمی دونی چه قدر زیبا و باهوشی.
تو نمی تونی خودتو و حرکاتتو و طرز راه رفتنتو تحسین کنی، چون بهشون عادت کردی. 
تو نمی تونی ببین

ادامه مطلب  

تو نمی دونی چقدر خوبی  

سلام به تو
سلام به تویی که داری این پیامو می خونی
هر کسی که هستی، با هر شکلی، با هر قد و هیکلی، با هر رنگی... می خوام بهت بگم...
تو نمی دونی چقدر خوبی. واقعا نمی دونی.
شاید همون چند تا لکه رو پوستت داره دل بقیه رو میبره. 
شاید همون چیزی که تو در خودت بیشتر ازش متنفری رو دیگران تحسین می کنن.
حرف منو باور کن. تو نمی دونی چقدر خوبی. نمی دونی چه قدر زیبا و باهوشی.
تو نمی تونی خودتو و حرکاتتو و طرز راه رفتنتو تحسین کنی، چون بهشون عادت کردی. 
تو نمی تونی ببین

ادامه مطلب  

بودنت  

نگاهت می کنم. از موهای سفیدت تا نوک انگشتان پا. چقدر قيمت دارند این لحظات؟ چقدر قيمت دارد بوسیدن دستانت؟ آرامش ات که سر سجاده با چادر گل قرمزی قشنگی که فقط تو را شکل مامان ها می کند ... چقدر نگاهت کنم و ذخیره کنم حس خوب بودنت را. دیروز بی شک یکی از بهترین و شاداب ترین روزهای زندگی من بود. روزی که از صحنه ی تلخ لباس بیمارستانی و سرم توی دستت خلاص شدی. خلاص شدیم. راستش را بخواهی برای ما سخـــت تــر بود دیدنت توی آن وضعیت. وقتی زهره با حال پریشان امد ب

ادامه مطلب  

یمت یک شهر کوچک چقدر است؟  

قيمت یک شهر کوچک چقدر است؟   برای بدست  آوردن  قيمت  یک  شهر  باید  دید  چقدر  بزرگ  یا  کوچک هست  فرض کننیم در یک زمین  فوتبال  یک شهر با  ساختمانها  و  مغازه  هایی تقریبا  4  طبقه  ساخته  شد و  اگر  قيمت هر  ساختمان  با  مغازه اش یک  کیلیارد  باشه با توجه به اینکه  مغازه ها  هم  4 متر  عرض  داشته  باشند پس هر  4 متر  در   20 متر یعنی 1 میلیارد  و  اگر  ش

ادامه مطلب  

یمت یک شهر کوچک چقدر است؟  

قيمت یک شهر کوچک چقدر است؟   برای بدست  آوردن  قيمت  یک  شهر  باید  دید  چقدر  بزرگ  یا  کوچک هست  فرض کننیم در یک زمین  فوتبال  یک شهر با  ساختمانها  و  مغازه  هایی تقریبا  4  طبقه  ساخته  شد و  اگر  قيمت هر  ساختمان  با  مغازه اش یک  کیلیارد  باشه با توجه به اینکه  مغازه ها  هم  4 متر  عرض  داشته  باشند پس هر  4 متر  در   20 متر یعنی 1 میلیارد  و  اگر  ش

ادامه مطلب  

یمت یک شهر کوچک چقدر است؟  

قيمت یک شهر کوچک چقدر است؟   برای بدست  آوردن  قيمت  یک  شهر  باید  دید  چقدر  بزرگ  یا  کوچک هست  فرض کننیم در یک زمین  فوتبال  یک شهر با  ساختمانها  و  مغازه  هایی تقریبا  4  طبقه  ساخته  شد و  اگر  قيمت هر  ساختمان  با  مغازه اش یک  کیلیارد  باشه با توجه به اینکه  مغازه ها  هم  4 متر  عرض  داشته  باشند پس هر  4 متر  در   20 متر یعنی 1 میلیارد  و  اگر  ش

ادامه مطلب  

یمت یک شهر کوچک چقدر است؟  

قيمت یک شهر کوچک چقدر است؟   برای بدست  آوردن  قيمت  یک  شهر  باید  دید  چقدر  بزرگ  یا  کوچک هست  فرض کننیم در یک زمین  فوتبال  یک شهر با  ساختمانها  و  مغازه  هایی تقریبا  4  طبقه  ساخته  شد و  اگر  قيمت هر  ساختمان  با  مغازه اش یک  کیلیارد  باشه با توجه به اینکه  مغازه ها  هم  4 متر  عرض  داشته  باشند پس هر  4 متر  در   20 متر یعنی 1 میلیارد  و  اگر  ش

ادامه مطلب  

یمت یک شهر کوچک چقدر است؟  

قيمت یک شهر کوچک چقدر است؟   برای بدست  آوردن  قيمت  یک  شهر  باید  دید  چقدر  بزرگ  یا  کوچک هست  فرض کننیم در یک زمین  فوتبال  یک شهر با  ساختمانها  و  مغازه  هایی تقریبا  4  طبقه  ساخته  شد و  اگر  قيمت هر  ساختمان  با  مغازه اش یک  کیلیارد  باشه با توجه به اینکه  مغازه ها  هم  4 متر  عرض  داشته  باشند پس هر  4 متر  در   20 متر یعنی 1 میلیارد  و  اگر  ش

ادامه مطلب  

ما درونگرا ها !  

درونگرا بودن، اونجاییش جالب میشه که یه آدمایی میان تو زندگیت، و بعد از یه مدت معاشرت، تو رو از اون تنهایی و آرومی و کم حرفیت خارج میکنن و تو یدفعه به خودت میای، میبینی چقدر در کنار این آدما اجتماعی و برونگرا به نظر میای! یهو میبینی چقدر حرف برا گفتن داری باهاشون، چقدر جوابای با نمک به ذهنت میرسه! چقدر آدم سرزنده و شادی شدی !اون لحظه که یکی رفتار منو اینجوری تعییر میده، یدفعه یه جای گننننده تو قلبم برا خودش باز میکنه :>

ادامه مطلب  

ما درونگرا ها !  

درونگرا بودن، اونجاییش جالب میشه که یه آدمایی میان تو زندگیت، و بعد از یه مدت معاشرت، تو رو از اون تنهایی و آرومی و کم حرفیت خارج میکنن و تو یدفعه به خودت میای، میبینی چقدر در کنار این آدما اجتماعی و برونگرا به نظر میای! یهو میبینی چقدر حرف برا گفتن داری باهاشون، چقدر جوابای با نمک به ذهنت میرسه! چقدر آدم سرزنده و شادی شدی !اون لحظه که یکی رفتار منو اینجوری تعییر میده، یدفعه یه جای گننننده تو قلبم برا خودش باز میکنه :>

ادامه مطلب  

ما درونگرا ها !  

درونگرا بودن، اونجاییش جالب میشه که یه آدمایی میان تو زندگیت، و بعد از یه مدت معاشرت، تو رو از اون تنهایی و آرومی و کم حرفیت خارج میکنن و تو یدفعه به خودت میای، میبینی چقدر در کنار این آدما اجتماعی و برونگرا به نظر میای! یهو میبینی چقدر حرف برا گفتن داری باهاشون، چقدر جوابای با نمک به ذهنت میرسه! چقدر آدم سرزنده و شادی شدی !اون لحظه که یکی رفتار منو اینجوری تعییر میده، یدفعه یه جای گننننده تو قلبم برا خودش باز میکنه :>

ادامه مطلب  

توهین وهابیت به عایشه  

⭐️⭐️⭐️⭐️ توهین وهابیت به عایشه⭐️⭐️⭐️⭐️
حسین بن عبدالله بن حسین ابوعبدالله معروف به ابن الجصاص بغدادی یکی از شخصیتهای اهل تسنن در تاریخ ایشان است که ذهبی او را با القاب : الصَّدْرُ، الرَّئِیسُ، ذُوالأَمْوَالِ ، التَّاجِرُ، الصَّفَّارُ وصف میکند.
 
این فرد دارای اخلاقیات جالبی بوده است که یکی از آنها ادعیه او میباشد. یکبار وی در لحظاتی روحانی ، دعایی از محضر ذات اقدس الهی میکند بدین مضمون : 
اللهم امسخنی حوریة وزوجنی من عمر بن الخط

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1