حسی درهم  

 
هر چقدر بگویم حس عجیب درون افتاده من چقدر غریب ، ساکت و تنهاست تمام نمی شود و چقدر دوست دارد پتو به سر بکشد و بخوابد که چشم ذهنش برای مدتی هیچ چیز به یاد نیاورد ....
به دنبال راهی برای برگشت به حال خوب زندگی هستم دست به دامن نوشتن ، آهنگ و خودم شده ام که تو از گوشه چشم هایم کم تر فرود بیایی . 

ادامه مطلب  

شهر پدری  

اومدم خونه مامان اینا.
تازه دارم میفهمم که چقدر نیاز دارم کسی کارن و چند ساعت ازم دور کنه.
بعد وقتی می بینمش بفهمم چقدر دلم براش پر می کشه و چقدر عاشقشم.
من می میرم برای اون بزرگ شدنش و عوض شدنش.
می می رم برای بغل کردنش وقتی که منو می بینه و دستاشو دور گردنم حلقه می کنه و سفت صورتشو می چسبونه صورتم و تند و تند بهم محبت می کنه.
می می رم برای استایل جدیدش.

ادامه مطلب  

من  

ﺩﺭﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻦ...ﺳـــــــﺨﺖ ﺍﺳﺖ ...ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﺩﺭﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻦ ﮐﻪ...ﻏـــﻢ ﻫﺎﯾــﻢ ﺭﺍ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿــﺪﺍﻧﻢ ﻭ ﺩﻟﻢ ...ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺗﻨـــــﻬﺎ ﻟﺒــﺨـــﻨﺪﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﻨﺪ ؛  ﻭ ﺣﺴــــــﺮﺕ ﻣﯿـــــﺨﻮﺭﻧﺪ ﺑـــﺨﺎﻃﺮ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻧـــﻢ ...ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾــــــــﻢ ...ﻭ ﻫﯿــــــﭽﮑﺲ ...ﺟﺰ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﻤﯿـــﺪﺍﻧﺪ ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾــــــــﻢ ...ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﯿــــــﺘﺮﺳﻢ ...ﺍﺯ ﺑﺎﺧــــــــــﺘﻦ ...ﺍﺯ ﺍﻋﺘــــﻤﺎﺩِ ﺑﯽ ﺣﺎﺻﻞ .

ادامه مطلب  

لحظات سخت ...  

چقدر سخته عاشقی ...
چقدر سخته عاشق کسی بشی که سراپا خوبیه ...
چقدر سخته وابسته به کسی بشی که دنیای مهربونیه ...
چقدر سخته همه چیزت کسی باشه که دنیا اونو مال تو نمی دونه ...
چقدر سخته بی اندازه کسی رو دوست داشته باشی و نتونی علاقتو فریاد بزنی ...
چقدر سخته عشقت نتونه محبتش رو بهت ابراز کنه و بگه شرمندتم دستم کوتاهه ... 
نه می تونی کنارش باشی و نه می تونی ازش دل بکنی ...!
عکسهاش میشه مونس تنهاییت ...
اسمش میشه مرهم دلتنگیت ...
و انتظار دیدارش میشه امیدت برای ا

ادامه مطلب  

کاش بودی...  

بعضی روزها انقدر دلم واست تنگ می شه که بغص گلومه و می گیره و می خواد خفه ام کنه.....من هنوز نتونستم یک ذره کم کنم از حسی که نسبت بهت داشتم و چقدر این موضوع برام درد آوره و داره عذابم می ده....
هیچ انگیزه ای واسه هیچ کاری ندارم......
چقدر امروز بد بود و دردناک.....
من فقط بغض کردم و اشک ریختم امروز 
حتی یه سراغی ازم نمی گیری....
ولی واسه تو من یه اخاذم تو با یه اخاذ چه نسبتی داری که بخوای ازش سراغی بگیری.....

ادامه مطلب  

گذشته ای که حال تو رو ساخته  

هفته پیش خونه یکی از دوستامون جمع شدیم که آخرهای شب یه بحثی مطرح شد که یکی از بزرگان جمع در مورد خودش گفت. در مورد تجربه ای که هشت سال همراهش بود و در آخر به نتیجه ای که همه انتظار داشتن نرسید. من یه چیزی بهش آخرش بهش گفتم که برام جالب بود. بهش گفتم گذشته باعث شد که تو الآن چی باشی پس هیچوقت گذشته ات رو پاک نکن و ازش نترس.
از این نظر برام جالب بود که من خودم بابت یه قول بچه گانه کلی از گذشته ام رو پاک کرده بودم و تلاش کرده بودم دیگه بهش فکر نکنم. راست

ادامه مطلب  

شغل  

امروز یه قرار کاری داشتم که خیلی بامزه بود، یه قرار کاری که با کارن رفتم! و به قرار کاری که وقتی رسیدم هنسر در و باز کرد!اگه خدا بخواد قراره همکار بشم با همسر.همه چیز دوشنبه معلوم میشه...خدایا میدونم که میدونی چقدر دوست دارم از سر راه گذاشتن این پیشنهاد کاری واسم و میدونم که میدونی چقدر می خوامش...

ادامه مطلب  

امروز  

امروز که دارم دقیق فکر می کنم می بینم که خشمی که از مریم داشتم همش رو سر علی خالی کردم، واقعا نمی دونم چرا.............البته شایدم بدونم ..بس که خاک بر سرم...........بس که نیاز دارم که علی بهم توجه کنه و اونم که از اون روز گذاشت و رفت و دیگه می دونم که از دلش در نمیاد
وقتی یادش می افتم که چقدر بد باهاش حرف زدم و این وسط ندا رو هم کشیدم  به میون و خلاصه عین یه عقده ای واقعی برخورد کردم و بعدش که از علی عذر خواهی کردم برگشته و به من می گه که من از تو ناراحت نمی شم

ادامه مطلب  

#آنقدر دوستت دارم که...  

آنقدر دوستت دارم که خودم هم نمیدانم چقدر دوستت دارم!
هر بار که می پرسی، چقدر؟!با خودم فکر می کنم؛
دریا چطور حساب موجهایش را نگه دارد؟!
پاییز از کجا بداند هر بار چند برگ از دست میدهد؟!
ابرها چه می دانند چند قطره باریده اند؟!
خورشید مگر یادش مانده چند بار طلوع کرده است؟!و من،چطور بگویم که،چقدر دوستت دارم

ادامه مطلب  

انتخابات...  

8 سال گذشت، انتخابات رو میگم، روزهای خاکستری ما هم گذشت، دور از هم، زندگی میتونست خیلی بهتر از این باشه، اگه تو باورم میکردی، بهم اعتماد میکردی و دستاتو دست من میسپردی، من هنوز با توام، روزهای خوب وبدم، تورو مثه فرشته نجات بالا سرم میدونم و باهاش حرف میزنم، چقدر دلم یاد تو میکنه، چقدر تو رو از خدا خاستم، این همه ندیدن، نشنیدن و نرسیدن...
 

ادامه مطلب  

ساده!  

حس می كنم خطر از بیخ گوشم گذشت! معلومه یك پسر كوچكتر نمیاد عاشق یك زن مطلقه بشه، چه نقشه ای داشت برام زیاد از ذهنم دور نیست، فقط نمی خوام به زبون بیارم
عجب آدمی بود! اگر ذره ای فقط حس تعلق داشت بجای اینكه سعی كنه آبروی منو ببره تو سطح جامعه مجازی باهم حرف میزد وقتی ازش می پرسیدم! هی گفت توقع! آخه لامصب من ازت چه توقعی داشتم؟جز اینكه ادعا كردی عاشقی و فكر كردم اقلا احترام میذاری؟ دغلباز!
با همه اینها به كسی بدشو نگفتم،فقط گفتم الان عصبانیه!
نمی دو

ادامه مطلب  

ضیافت  

مگه میشه این روزو از یاد ببرم؟ مگه لحظه ای فکر تو نبود، به تو فکر نکرد، تو رو دوست نداشت، نمیدونی بخدا چقدر دلم گرفته، اگه پای درد دلم مینشستی، یه دل سیر فقط گریه میکردم، یه وقتایی آدم تو محیطی میشینه، با خودش دودوتا میکنه، میبینه چقدر باخته، چقدر عقب مونده، علایم پیری میاد سراغ آدم، چقدر زود بد گذشت، تا به خودم رسیدم دیدم دیره، فرصت ها رو از دست دادم و حالا من موندم و یه دل اوراق بی مصرف، یه دل غمگین، یه دل شکست خورده، که دیگه چیزی برای از دست

ادامه مطلب  

شعر  

هیچکس ،با من نیست ...!مانده ام ،تا به چه اندیشه کنم ...!مانده ام ،در قفسِ تنهایی ...!در قفس ،می خوانم ...!چه غریبانه شبی است ،شب تنهایی من ...!سهراب سپهری***********************************صبح امروز ،کسی گفت به من :تو چقدر تنهایی ...!گفتَمَش در پاسخ :تو چقدر حساسی ...!تنِ من گر تنهاست ،دل من با دلهاست ...!دوستانی دارم ،بهتر از برگ درخت ...!که دعایَم گویند ،و دعاشان گویم ...!یادِشان در دل من ،قلبشان منزل من ...!صافىِ آب مرا ،یاد تو انداخت، رفیق ...!تو دلت سبز ...لَبَت سرخ ...چراغت رو

ادامه مطلب  

 

بیا امشب با هم تا صبح بیدار بمونیم
دعا کنیم ...
واسه هم دیگه 
واسه اینده ایی که قراره ساخته بشه
اینده جفتمون ...
بیا دعا کنیم که همه چی خوب پیش بره
هرچیزی که به نفعمونه اتفاق بیوفته
مثلا بیا از خدا بخواییم که بتونم بیاد پیشت
خیلی خوب میشه مگه نه ؟
اون وقت بعید میدونم اب تو دلمون تکون بخوره
یا ... حداقل تو بتونی بیای .
فکر کنم این یکی بهتر بود!
میدونی کامران ؟ 
سخته دور بودن ازت
نزدیک بودن بهت هم مشکلات خودشو داره
ولی میارزه ... اینکه بشه تو هوای نفس ها

ادامه مطلب  

شب های قدر  

این روزها واقعی هستن 
الان میفهمم چرا امروز اون طور که  میخواستم نشد 
خدا نخواسته 
چقدر هوامون رو داره گاهی زیاد. 
ابر و باد و مه  و خورشید و فلک دست به دست هم دادن. تا نشه 
اگر اون بخواد نشه واقعا نمیشه یا نمیدونم شاید این عکس العمل یا بازتابی از دعاهای پیشینمون تو روز یا ساعتی خاص  باشه، و یا شاید انعکاس از دعای مادر و حتی شاید دعای دیگری بابت کاری کوچک در حقش، 
به هر جهت نشد 
و من متحیر از این همه شاید ها و نشدن های مصلحتی 
و متعجب از تکرار ا

ادامه مطلب  

#هشتاد و دو  

دوست دارم  گوشه ای بنشینم و حین اینکه دستهات به کاری مشغول هستند، مثلا کتاب خواندن، ساز زدن، ورق زدن کتابی یا حتی پوشیدنِ پیراهنت وقتی می خواهی بروی بیرون؛ نگاهت کنم. آنهم نه به تمامی، زیر چشمی. زیر چشمی نگاه کردنت وقتی مشغولِ خودت هستی حالم را خوب می کند و هزار بار در قلبم و مغزم می گویم که این بشر را چقدر که دوست دارم، چقدر که بودنش کنارم آرامش و سرخوشیِ مداوم است. و آنوقت که دستهات به گرفتن دستهام مشغولند به تو می گویم که بسیار دوستت دارم. ب

ادامه مطلب  

28:اندوهگینم  

سلام فرزند، رفیق،شفیق، دردانه ...
امروز فهمیدم چقدر یک مرد می تونه ترسناک باشه حتی اگر پدر تو باشه...
چقدر می تونه وقیح باشه حتی اگر پدر تو باشه.
چقدر تلخ و یک کلام و یک دنده باشه حتی اگه...
می دونی پسر، فکر می کنم باورهام داره اشتباهی میشه...
 
اینجا برای توست...
 

ادامه مطلب  

 

گاهی دلم می گیرد برای نسل من که قصه سیندرلا و زیبای خفته شنیده اند و حالا دوست دارند افسانه های ملموس تر بشنوند.
می گویم افسانه، چون برای نسل من عشق همانقدر دور شده است که مریخ.
ختم شده است به کادوی آیفون هفت و سیصد گل رز، به هیکل های باشگاهی و موهای بلوند و ظاهرا عشق هم رقابتی شده، مثل یک میدان مسابقه که چه کسی بهترش را گیر می آورد؟
برای نسل من وصال همانقدر راحت است که سفارش دادن پیتزا.
اما عشق سخت است، عشق راحت به دست نمی آید. عشق در دل همه متن ه

ادامه مطلب  

داستان مرد ثروتمند و پسرش  

روزی مرد ثروتمندی ، پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آن جا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند و قدر موقعیتش را بداند.آن ها یک شبانه روز را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند .در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : نظرت در مورد سفرمان چه بود ؟پسر پاسخ داد : عالی بود پدر !پدر پرسید : آیا به زندگی آن ها توجه کردی ؟پسر پاسخ داد : فکر می کنم !پدر پرسید : چه چیزی از این سفر یاد گرفتی ؟پسر کمی اندیشید و سپس گفت : فهمیدم که ما د

ادامه مطلب  

ماه رمضان و‌ روزه ....  

هر کسی از زاویه ای به ماه رمضان و فواید و اثرات آن نگاه میکند 
من از زاویه ی دیگری به فلسفه ی روزه و نخوردن و‌نیاشامیدن و ... نگاه میکنم 
وقتی چندین ساعت طولانی خصوصا  در گرما ی تابستان خود را از خوردن و ...محروم می‌کنی و با عطش فراوان و گرسنگی مفرط منتظر افطار هستی 
فکر می‌کنی موقع افطار چقدر خواهی خورد و نوشید ....
ولی وقتی یک لیوان آب خوردی و مقداری غذا ...
کاملا سیر و سیراب خواهی شد
بعد هر چه آب و شربت و‌غذا و گوشت و‌میوه و‌....باشد نمی‌خوری
یع

ادامه مطلب  

کلام خاموش کاشی‌ها  

به جز هوایی که مثل کوره داغ و گرم است همه‌چیز به پاییز شباهت دارد. من یک‌بار یک کوره‌ی بزرگ دیده‌ام که در آن کاشی‌ها پخته می‌شدند و حالا آن خاطره مثل فرنی، نرم و شیرین به ذهنم می‌رسد. حتا اگر کسی بخواهد ایراد بگیرد که فرنی را با دارچین تزیین نمی‌کنند! روی تخت دراز کشیده‌ام و کاش چراغ خاموش بود تا می‌توانستم بنویسم؛ این حدود تاریک اندک آرامشی دارد و سطح نازکی از فراموشی و یادآوری. چقدر به کلام کاشی‌ها گوش سپرده بودم و چقدر حالا تمام آن زم

ادامه مطلب  

چهل و پنج ثانیه  

تو نمیدونی ای که ما مجبوریم گوش بدیم هانا؟ اون یه قصه بود. قصه ی من. قصه ی توهمش قصه بود. روزی روزگاری دختری بود که تصمیم گرفت نمیرد. و در مورد تو، بمیرد. یه قصه قصه س. اهمیتی نداره چقدر خشن، تهوع آور، لزج، بدبو و بیمزه ، بی معنی، و واقعیه. چون یه قصه قصه س و همرو به دام میندازه. وقتب تو میگی به من گوش کنین. و اهمیتی ندار ه تو کسی هستی که اینو میگی یا اینو می‌شنوی. چون قصه قصه س و قصه همرو به ام میندازه. حتی کسی که اونو تعریف می کنه. و برای قصه اهمیتی ن

ادامه مطلب  

" تنها "  

چقدر آرزو داشتم دیگران حرفهایم را بفهمند.چقدر دوست داشتم نگاه خیسم را                                     
   درک کنند.چقدر دلم می خواست یک نفر به من بگویید:چرا لبخندهای تو اینقدر   
   بی رنگ است؟! اما کسی نبود.همیشه من بودم`من و تنهایی ودفتری پر از شعر.
آی با شما هستم `شما دوستانی که بی تفاوت از کنارم گذشتید وحتی یکبار هم
   نپرسیدید چرا چشمهای تو بارانیست؟ شما که بی رحمانه لبخنهای ساده ام را
   سوزاندید ونگاه های بی ریایم را خاموش کردید

ادامه مطلب  

28 نزدیک است ..  

یه جوری دلم گرفته که چاه باز کن هم نمیتونه کاری کنه :(
دل گرفتگی هم بدترین حالت ممکنه برای یه دختر ..
وقت امتحانا هم باشه ..
نه بتونی درس بخونی .. نه کار کنی .. 
حتی دلم فیلم هم نمیخواد ..
چقدر آدم تو آستانه ی بیست سالگی حالش متفاوته ..
چقدر ترس داره از آینده .
اینکه وارد سومین دهه ی زندگی از مثلا 6 دهه بشی یعنی کم کم زندگی افتاده تو سرازیری
یعنی به خودت نگاه ببین کجایی . ببین اون جایی که میخواستی باشی  هستی یا نه ..
ببینی برای رسیدن به اون جایی که میخواست

ادامه مطلب  

حساب آفتاب ها را ندارم..!  

«پیش کسی رو که طلبکار توست
ناز برآن کن که خریدار توست»
اینکه دلِ بزرگی داشته باشی واقعا سخته، ولی لازمه برا موقعی که درد داری. آدم با کسی درد دل می کنه که دلداریش بده..  که مرهمش بشه...و اگه نداشته باشی چنین آدمی رو اینجاست که می بینی راهی نداری جز اینکه دلت بزرگ تر بشه از اونی که هست و بتونی لبخند بزنی و سرپا نگه داری خودتو...
آدم خاطره باز ی مثل من همیشه نیاز داره به داشتنِ خاطره های خوب... اگه بهترین روزای زندگیش درد باشن با چی روزشو بسازه وقتی خ

ادامه مطلب  

دقیق نمی دونم چه حسی دارم  

خیلی احساساتم در تغییر و گریز هستند.
سعی می کنم که خودمو عادی نشون بدم.
ولی واقعیت اینه که عادی نیستم.
گاهی ترس....گاهی دلخوری....گاهی غم.....گاهی تاسف از گذشته ............و همه ی اینها فقط و فقط به خطر اینکه مجبورم شاید محل کارم رو ترک کنم...........هنوز حرفی زده نشده ولی ظاهر امر اینجوری به نظر می رسه
سالهای قبل چقدر دلم قرص بود
ولی امسال بعد از 8 سال این دلشوره به جونم افتاده که چیکار بادی بکنم.
شاید احمقانه باشه.
ولی الان فقط یه آرزو دارم و اونم اینه که بتو

ادامه مطلب  

قیمت تاج گل سه طبقه سه متری 450هزار تومنی  

کد 13 ، تاج گل سه طبقه عرض تسلیت .ارسال مستقیما از بازار گل تهران و به تمام نقاط تهران و کرج .بی شک بهترین کیفیت و مناسبترین قيمت در تهران از آن ماست.نوع گل : گلایل و لیلیومارتفاع :3mقيمت: 450تومانتولید انواع گل شاخه بریده این امکان را به ما میدهد که از بهترین نوع گل موجود در بازار برای سفارشات استفاده کنیم.ارسال با ماشین مخصوص حمل تاج گل و تحویل سر وقت در محل مراسم.
ارائه تاج گل های زیبا به همراه قيمت مناسب

ادامه مطلب  

!!!!!  

مهسا دیدی پسره به پیشنهاد داد گف میایی باهم رل بزنیم وای ی ی ی ی ی.
منم گفتم ساعت 2 بهت خبر میدم گفت حتما بدی ها من منتظرم.
وای چی بگم بهش خیلی خوشگله میگم باشه.
چقدر بده مرفای خصوصیمونو باید اینجا بگم که این قوزمیتاها هم ببینن.
اه ه ه ه ه ه ه 

ادامه مطلب  

ساناز کم عقل  

داشتم فکر میکردم 
دیدم من چقدر بی جنبه ام 
بس که توی این شهر همه خشک رفتار میکردن 
پسر دیروز بهم لبخند زد 
گفتم اه یعنی میشه خواستگارم بشه
(اینو توی ی وبلاگ خوندم که طرف میگه بعد پسره خواستگارش میشه

ادامه مطلب  

 

دوس ندارم روحم رو به کسی بدم که جسمش مال من نیست .  مگه ابلهم ...؟!!!!! چقدر وقیحانه است که برای کسانی وقت بذارم که دائم توی بغل کسان دیگری هستند ... و من هم مثه عنتر فقط باید بشینم و ادعاهای دوستت دارمشون رو با حسرت نظاره کنم  . شاعر اینجا میگه بیا برو توی ... عزیزم

ادامه مطلب  

یکماهگیت  

فرشته نازمیکماهه شدنت ستاره بارونقربون دستو پاهای کوچولو و نازت برم که با اومدنت شور و شوق و شادی رو تو این شرایط سختی که پیش رو داریم (شرایط شغل بابایی)تو وجودم به پا کردیبا اومدنت زیاد تو فکرهای نا امید کننده و غم انگیز غوطه ور نمیشم
خدایی که تو این شرایطِ سخت تو رو در وجودم کاشت و بهمون هدیه داد حتمأ خودش هوامونو داره. منم سپردم به خودش
دخترک زیبای من دوست دارم بدونی تو این یکماهی که وارد زندگی 3نفره مون شدی و جمعون رو 4نفری کردی چقدر حالو هو

ادامه مطلب  

قیمت تاج گل ختم 250هزار تومن  

کد 10 ، تاج گل برای مراسم ختم مدل 2 طبقه فانتزی ارسال مستقیما از بازار گل تهران و به تمام نقاط تهران و کرج .بی شک بهترین کیفیت و مناسبترین قيمت در تهران از آن ماست.ارتفاع :3mقيمت: 250تومانتولید انواع گل شاخه بریده این امکان را به ما میدهد که از بهترین نوع گل موجود در بازار برای سفارشات استفاده کنیم.
 
ارسال با ماشین مخصوص حمل تاج گل و تحویل سر وقت در محل مراسم.

ادامه مطلب  

برداشت پیله تر با قیمت تضمینی اغاز شد  

زینعلی گسکره ای  در روستای شهرستانهای فومن وشفت  نوغانداران اقدام به بر داشت  پیله تر نموداند  شرکت ابریشم گیلان نیز بر اساس مصوبه دولت  به قيمت هرکیلو۱۸۱۷۰۰. ریال از نوقانداران  خرید  نماید در باز ار  ازاد   قيمت پیله تر ۲۴۰۰۰۰ ریال هم اکنون   می باشد

ادامه مطلب  

 

بزرگترین دغدغه ام توی وب نویسی این بوده که چی بنویسم میدونید چرا ؟ چون همیشه حرفایی که دلم میخواسته بنویسم رو اگه مینوشتم همه طرد و منع و ترک و تندی میکرده اند . مثل واژه ی نامیمنت و نحس پلید بغل ...وای فکر کن پسره چقدر بی حیا بود از واژه ی خیس بغل استفاده کرد. تا ته بخوان از این قصه که فرو میرود در من ...آهسته آهسته

ادامه مطلب  

مرسی خدا  

وای خــــدایــــــا مرسی
صبح با صدای گریه نغمه و مامان بیدار شدم
مــــرسی خدا مــــرسی عاشقتــم بخدا مـــرسی
بعـد از ۱۵ سال؟ واقعا عاشقتم
خـــدایا از صبح با مامان داریم گریه میکنیم
که چقدر تو ماهی که انقدر بزرگ و بخشنده ای
که بعد از ۱۵سال نازی داره مامان میشه
خودت میدونی شبای قــَدر چقدر براش دعا کردم
مرسی که جوابمو دادی 
مرسی که نازی داره مامان میشه واقعا لیاقتشو داره
اصلا یادم رفت که میانترم مبانی و گند کاشتم مهم نیست
نـــــازی جونم مهم

ادامه مطلب  

قیمت تاج گل ترحیم ارزان 95هزار تومان  

کد 11 ، تاج گل ترحیم ارزان مدل 1 طبقه کلاسیکارسال مستقیما از بازار گل تهران و به تمام نقاط تهران و کرج .بی شک بهترین کیفیت و مناسبترین قيمت در تهران از آن ماست.نوع گل : گلایل و لیلیومارتفاع :1.8mقيمت: 95تومانتولید انواع گل شاخه بریده این امکان را به ما میدهد که از بهترین نوع گل موجود در بازار برای سفارشات استفاده کنیم.ارسال با ماشین مخصوص حمل تاج گل و تحویل سر وقت در محل مراسم.
 
بهترین تاج گل را از سایت ما تهیه نمایید.

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1